معرفی کتاب بازیافت

 

نام کتاب: بازیافت

نویسنده: نیل موریس

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ب و ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


در این کتاب با زبانی ساده و قابل فهم، مفاهیم زباله، بازیافت، سه اصل طلایی کاهش تولید زباله (بازکاهی، بازمصرف، بازیافت)، نکاتی درباره بازیافت کاغذ و شیشه و فلزات و پلاستیک و زباله سبز به کودکان دبستانی آموزش داده می‌شود.

این کتاب آمار و اطلاعات زیادی دارد که باعث می‌شود حساسیت کودک نسبت به محیط زیست بالاتر برود. همچنین مثال‌ها و فعالیت‌های عملی ساده‌ای هم در بین این مطالب گنجانده شده‌اند. بنابراین پس از کتاب‌های داستانی که کودک را به محیط زیست و مراقبت از آن حساس می‌کنند، مطالعه‌ی این کتاب را برای آشنایی علمی‌ و دقیق‌تر با این مقوله توصیه می‌کنیم.

 

کلیدواژه‌ها: زباله، بازکاهی، بازمصرف، بازیافت، زباله سبز

 

 

 

معرفی کتاب «پسماندهای خانگی»

   

نام کتاب: پسماندهای خانگی

نویسنده: کیت واکر

مترجم: هایده منصوری

گروه سنی: د

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۲


در این کتاب که مناسب دانش‌آموزان دوره اول و دوم دبیرستان است، ابتدا درباره پسماندها و مراحل بازیافت و مزایای بازیافت انواع مواد (کاغذ، شیشه، پلاستیک، فولاد، آلومینیوم) توضیحاتی داده شده است. در ادامه کتاب بیان می‌شود که صرف بازیافت، مشکلات مصرف منابع موجود و تولید پسماند را حل نمی‌کند و در بسیاری از موارد بازیافت عملی نیست. این نکته مقدمه معرفی بازکاهی، باز مصرف و بازاندیشی است. بخش جالب و جذاب تر کتاب تجربه‌های عملی صورت گرفته در این زمینه ها توسط دولت ها، صنایع، جوامع و افراد در گوشه و کنار جهان هستند که بصورت مختصر و همراه با تصاویر بیان شده اند. در انتها هم پیشنهاد درست کردن کارت‌های امتیاز هفتگی و پوستر برای دانش آموزانی که می‌خواهند فعالیت‌های محیط زیستی را آغاز کنند، داده شده است.

بخشی از کتاب:

قبل از سال‌های دهه ۱۹۵۰ پسماندهای خانگی را کاغذهای کثیف، لباس‌های پاره، قوطی‌ها، باقی‌مانده غذاها و خاکستر زغال‌ها تشکیل می‌دادند. در گذشته شیشه‌های نوشابه را هرگز دور نمی‌ریختند. آن‌ها را به تولیدکنندگان نوشابه پس می‌دادند تا دوباره پرشان کنند. بیشتر کاغذها را برای مصارف دیگر نگه می‌داشتند. از ظروف شیشه‌ای استفاده شده برای نگهداری بعضی اقلام دیگر استفاده می‌کردند. لباس‌های کهنه و اسباب‌بازی‌ها و مبلمان شکسته را تعمیر می‌کردند.

در سال‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ در کشورهای پیشرفته، زندگی مردم تغییر کرد. صدها محصول جدید از جمله کالاهای پلاستیکی جدید و ارزان قیمت تولید شد. بعضی کالاها آنقدر ارزان بود که می‌شد آن‌ها را پس از یک بار مصرف دور ریخت. در همین زمان درآمد مردم کم کم بیشتر می‌شد و چیزهای بیشتری می‌خریدند. این ثروت تازه و محصولات جدید پسماندهای بیشتری تولید کرد.

 

معرفی کتاب «باغچه پسرک»

نام کتاب: باغچه پسرک

نویسنده: پیتر براون

مترجم: ‌هایده عبدالحسین زاده

گروه سنی: ب و ج (دوره اول و دوم دبستان)

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۶


خلاصه داستان:

روزی روزگاری، شهری بود که نه باغ و باغچه‌ای داشت، نه درختی و نه سبزه‌ای. به‌خاطر همین هم بیشتر مردم دلشان نمی‌خواست از خانه بیرون بیایند. اما پسر کوچولوی قصّه‌ی ما، لیام، دلش نمی‌خواست در خانه بماند؛ حتی در روزهای بارانی! در یکی از همین روزهای بارانی او چند تا رنگ تک و تنهای عجیب و غریب کنار ریل خط آهن قدیمی‌ دید. گل‌های وحشی و گیاهان دیگری که اگر باغبانی پیدا نمی‌کردند که ازآن‌ها مراقبت کند، خشک می‌شدند …

***

این داستان روایت دلنشین تبدیل‌شدن شهری زشت و تیره به شهری سرسبز و رنگارنگ به‌خاطر تلاش چند گل وحشی برای زنده ماندن و تصمیم یک پسر کوچک برای مراقبت از آن‌ها است: لیام که باغبان نبود؛ اما می‌دانست که یک کار‌هایی از دستش برمی‌آید …

داستان تصاویر زیبای زیادی دارد و برای قصه‌گویی هم مناسب است. همچنین برای ترغیب کودکان به باغبانی و پرورش یک گیاه، زمینه‌ی خوبی فراهم می‌کند.

بخشی از یادداشت نویسنده در انتهای کتاب:

بیشتر وقت‌ها رشد و پرورش پوشش گیاهی در شهری از سیمان و آجر و فولاد، ناممکن به نظر می‌رسد. اما هر چه بیشتر سفر کرده‌ام، و هرچه دقیق‌تر به دنیای پیرامون خود نگاه کرده‌ام، بیشتر پی برده‌ام که طبیعت همواره با اشتیاق مکان‌‌‌هایی را جستجو می‌کند که ما آن‌ها را نادیده گرفته و فراموش کرده‌ایم. می‌توانید گل‌ها و سبزه‌زارها و حتی جنگل‌های کوچکی را پیدا کنید که در هر شهری به طور خودرو رشد کرده اند، فقط باید دنبالشان بگردید … چه می‌شود اگر در شهری همه‌ی اهالی تصمیم بگیرند واقعاً با طبیعت همکاری کنند؟ …

کلید واژه‌ها: گل و گیاه، تلاش و پشتکار، صبر، باغبانی، تغییر، برکت

 

معرفی کتاب «نیایش‌ زمین»

نام کتاب: نیایش زمین 

نویسنده: داگلاس وود

مترجم: ‌هایده کروبی

گروه سنی: ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


خلاصه داستان:

وقتی کوچک بودم، پدربزرگم بهترین دوستم بود. با هم قدم می‌زدیم و در کنار او احساس آرامش می‌کردم. یک روز که از او درمورد نیایش پرسیدم گفت: اگر به ندای طبیعت گوش بسپاری درختان، صخره‌ها، رودها و هرآنچه در طبیعت است، دست به نیایش برداشته‌اند. بعد یکی‌یکی برایم گفت که هر کدام چطور نیایش می‌کنند. اما من هر چه بیشتر گوش می‌سپردم، کمتر می‌شنیدم …

این کتاب تعبیر لطیف و شاعرانه‌ای از نیایش طبیعت و یگانه‌شدن با آن دارد. تصاویر بسیار زیبای کتاب هم خواننده را همراه با خود به دل طبیعت و در کنار شخصیت‌های داستان می‌کشانند. کتاب می‌تواند مقدمه‌ای برای بحث و گفتگو درباره‌ی نیایش، طبیعت و پیوستگی و همراهی ما با طبیعت باشد.

 

کلیدواژه‌ها: نیایش، دعا، طبیعت، پدربزرگ، گفتگو

معرفی کتاب «خرگوش و بازیافت»

 

نام کتاب: خرگوش و بازیافت

نویسنده: نانسی الیزابت والاس

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ب و ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


خلاصه کتاب:

خانم معلم از مینا و همکلاسی‌هایش خواسته که هرکدام درباره‌ی بازیافت پوستری درست کنند تا در طراحی تقویم سالانه مدرسه به کار گرفته شوند. مینا یک هفته برای این کار وقت دارد. اما دوست ندارد عجولانه پوسترش را درست کند. او این موضوع را با اعضای خانواده‌اش درمیان می‌گذارد و آن‌ها سعی می‌کنند به او کمک کنند. مینا در طول هفته، هر روز شکلی از بازیافت را تجربه می‌کند: همراه با خانواده‌اش لباس‌های قدیمی ‌و سالم‌شان را به دیگران هدیه می‌دهد؛ همراه با پدرش با استفاده از برگ و علف‌های خشک کمپوست درست می‌کند و ….

 

کتاب سه اصل طلایی بازیافت یعنی مصرف کمتر، استفاده‌ی دوباره و بازیافت را هدف قرار داده که البته مستقیماً نامی ‌از آن‌ها نبرده است. پیشنهادهای مینا و دوستانش، روش‌های متنوع و عملی بازیافت، مناسب برای کودکان را در اختیارشان می‌گذارد و ایده‌های زیادی برای انجام فعالیت‌های مشترک با فرزندانمان برای حفظ محیط زیست می‌دهد. تصویرگری زیبای کتاب با استفاده از تکنیک کلاژ است که خودش می‌تواند ایده‌ای برای بازیافت توسط کودکان باشد.

 

کلیدواژه‌ها: بازیافت، مدرسه، کاردستی، خانواده

معرفی کتاب «درخت بخشنده»

 

نام کتاب: درخت بخشنده

نویسنده: شل سیلور استاین

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۶


خلاصه داستان:

یکی بود، یکی نبود. درختی بود که پسرکوچولویی را دوست داشت. پسر کوچولو هر روز از درخت بالا می‌رفت، روی شاخه‌هایش تاب می‌خورد، از سیب‌های خوشمزه درخت می‌خورد و خلاصه پسر هم درخت را خیلی دوست داشت. تا این‌که پسر بزرگ و بزرگ‌تر شد و کمتر توانست به سراغ درخت بیاید. اما هر بار که به سراغ دوستش می‌آمد و از مشکلش برای او می‌گفت، درخت بدون هیچ انتظاری، سعی می‌کرد با ایثار بخشی از وجودش، مشکل او را حل و خوشحالش کند …

***

داستان در عین سادگی، محبت درخت به انسان‌ها و سرمایه‌هایی که از وجودش به ما هدیه می‌کند را یادآور می‌شود. تصاویر کتاب هم که روایت داستان  را تکمیل می‌کنند، در عین سادگی، زنده هستند و احساسات پسرک را به خوبی نشان می‌دهند. کتاب برای قصه گویی مناسب و کمک خیلی خوبی برای ساختن ارتباط کودک با درختان است.

 

کلیدواژه‌ها: درخت، محبت، ایثار، گذرعمر، دوستی

معرفی کتاب «چگونه سیاره‌ی خود را پاک نگه داریم؟»

نام کتاب: چگونه سیاره‌ی خود را پاک نگه داریم؟

نویسندگان: لوری کراسنی براون و مارک براون

مترجم: ویدا لشگری

گروه سنی: ج

ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه

تعداد صفحات: ۳۶


این کتاب جلد هفتم از مجموعه “بهتر زندگی کنیم” است. شخصیت‌های این مجموعه دایناسورها هستند و همین ویژگی باعث جذابیتش شده است. تصاویر حجم زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده‌اند و بسیاری از مفاهیم از طریق همین تصاویر به خوبی آموزش داده شده‌اند.

در این کتاب بازکاهی (صرفه‌جویی)، بازمصرف (دوباره استفاده‌کردن و کاربردهای تازه) و بازیافت به‌صورت عملی آموزش داده شده‌ است و البته بخش زیادی از مطالب درباره‌ی صرفه‌جویی در مصرف آب و برق، استفاده از اتومبیل، کاغذ و پلاستیک است. دو بخش آخر کتاب درباره‌ی زیبا و تمیز نگه داشتن زمین از طریق جمع‌آوری زباله‌ها از مکان‌های مختلف و کاشتن درخت پیشنهاد‌هایی دارند.

کتاب داستانی نیست، اما شخصیت‌های ثابتی دارد که با گفتگوها و صحبتهایشان در طول کتاب با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند.  البته در کتاب، شخصیت شلخته و لجبازی به اسم آقای «اسلابوساروس» هم برخلاف بقیه شخصیت‌ها به خراب کردن محیط زیست می‌پردازد؛ اما در نهایت بقیه شخصیت‌ها موفق می‌شوند تا او را هم با خود، در مراقبت از زمین همراه کنند!

 

کلیدواژه‌ها: صرفه‌جویی، بازیافت، دوباره مصرف کردن، کاربردهای تازه، سیاره‌ی زمین، دایناسور

معرفی کتاب «تیستو سبز انگشتی»

 

نام کتاب: تیستو سبز انگشتی

نویسنده: موریس دروئون

مترجم: لیلی گلستان

گروه سنی: ج

ناشر: کانون پرورش فکری

تعداد صفحات: ۱۱۲


داستان این کتاب درباره پسرکی سرزنده به نام «تیستو» است که درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری است به نام «سبیلو» که معلم او هم است. او به تیستو می‌آموزد که ویژگی منحصر به فرد انگشتانش می‌تواند تغییرات شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند.

بنابراین تیستو دست به‌کار می‌شود و با رویاندن گل و گیاه در بیمارستان، باغ‌وحش، زندان و محله فقیرنشین‌ها، زشتی‌ها را به زیبایی تبدیل می‌کند. او حتی در دهانه‌ی توپ‌ها و لوله‌ی تفنگ‌های کارخانه پدرش گل می‌رویاند و به این ترتیب از وقوع جنگ جلوگیری می‌کند.

بخشی از یادداشت نویسنده در ابتدای کتاب:

تیستو نمی‌تواند بپذیرد که آدم بزرگ‌ها با عقاید و افکار از پیش ساخته‌شده‌شان دنیا را به او بشناسانند و هنگامی‌که نگاهش را با دیدی تازه بر اشیاء و آدم‌ها می‌دوزد، متوجه می‌شود که آدم بزرگ‌ها با عینک «عادت» به چیزها نگاه می‌کنند.

او نمی‌تواند این مسئله را که بفهمد وقتی می‌شود با احساسات پاک بهتر زندگی کرد تا با احساسات ناپاک، وقتی‌که می‌شود با آزادی زندگی را بهتر گذراند تا با گرفتاری، وقتی با عدالت بهتر می‌شود زندگی کرد تا با استبداد، وقتی همه چیز با صلح بهتر است تا با جنگ، و بهتر بگوییم: زندگی با نیکی بهتر است تا با بدی، پس چرا مردم با هم کنار نمی‌آیند تا زندگیشان را با خوبی و خوشی بگذرانند؟

 

کانون پرورش فکری نسخه صوتی این کتاب را نیز با روایت خوب خانم افسانه بایگان تهیه و منتشر کرده است.

باغچه‌داران کوچک (معرفی یک مقاله)

🔹 عنوان مقاله‌ی اصلی: باغچه‌داران کوچک و کمک به کودکان محک (معجزه‌ی آزاد گذاشتن کودکان دبستانی)

🔹 منبع: روزنامه اعتماد، شماره ۳۸۴۴، تاریخ ۹۶/۴/۱۲، صفحه ۸ (قابل دسترس در این آدرس)

 

بخش آغازین این مقاله:

کمک به کودکان کار یا بچه‌های مبتلا به سرطان؟ این سوال مهم ترین دغدغه دختران کلاس پنجم یکی از مدارس تهران در آخرین روزهای بهار بود. پس از هفته ها تلاش برای پرورش گل و گیاه، ۲۰۰ هزارتومان سود کرده بودند و باید تصمیم می گرفتند با درآمدشان چه کنند: می توانیم به بچه هایی که باید مثل ما به مدرسه بروند و درس بخوانند کمک کنیم، کسانی که نمی توانند هیچ کدام از اینها را داشته باشند چون باید کار کنند و پول درآورند. شاید هم باید کار دیگری کرد، بچه های کار لااقل سالم هستند و می توانند کار کنند اما بچه هایی که به سرطان مبتلا هستند و پولی هم برای درمان ندارند چه؟

هدا جعفری، معلم پژوهش مدرسه ای است که طرح «باغچه سیار» در کلاس او اجرا شد و حالا از تصمیم گیری درباره مهم ترین دستاورد غیر درسی کلاسش می گوید: «کلاس دو دسته شده بود. دو تا از بچه های مدرسه به سرطان مبتلا شده بودند و پیش تر، نه تنها در کلاس من که در باقی کلاس ها، درباره مشکلاتی که بیماران مبتلا به سرطان دارند حرف زده بودیم. به همین دلیل تعداد طرفداران اهدای پول به محک بیشتر بودند. با این حال تعدادی از بچه ها هم کودکان کار را نیازمندتر می دیدند. بحث حسابی داغ بود و هر دو گروه تلاش می کردند همدیگر را متقاعد کنند.»

***

این مقاله، شرح فعالیتی توسط عده‌ای از دانش‌آموزان دبستانی است؛ طرح «باغچه‌ی سیار»، که با همت خانم هدا جعفری، معلم پژوهش این دانش‌آموزان، آغاز شده و به سرانجام رسیده است.

این برنامه، با یک سؤال شروع شد: مدرسه چه مشکلاتی دارد؟ بچه‌ها، با این سوال در ذهن، به تماشای مدرسه رفتند و در مورد مشکلات بحث کردند. در نهایت، به نظر می‌رسید که خشک و بی‌روح بودن حیاط و فضای کلاسی، یکی از مشکلات مهم باشد. دانش‌آموزان راه‌حل‌هایی را فهرست کردند، و دست‌آخر گفتند که می‌توانند گلدان‌هایی سبک و زیبا را، در جاهای مختلف حیاط و کلاس‌ها قرار دهند.

این آغاز برنامه‌ی «باغچه‌ی سیار» بود. کار با عده‌ای داوطلب شروع شد، و دانش‌آموزان بیشتری نیز به برنامه پیوستند. هدف، آماده کردن گلدان‌های لازم برای مدرسه بود.

این برنامه، زمینه را برای آموزش مهیا کرد. از آموزش ریاضیات و زیست‌شناسی گرفته، تا آموزش بحث و گفتگو و کارِ گروهی. به علاوه، پای خانواده‌ها هم به برنامه باز شد، و ارتباط خانواده‌ها و مدرسه محکم‌تر شد.

دست‌آخر بچه‌ها توانستند نمایشگاهی از گلدان‌های اضافی ترتیب دهند. بچه‌ها پس از بحث و گفتگو، تصمیم گرفتند سود فروش این گلدان‌ها را صرف بهبود کودکان مبتلا به سرطان کنند.

یادگیری از راه خدمت

این برنامه، یک نمونه از شکلی از آموزش است که به «یادگیری از راه خدمت» (service learning) شهرت دارد. در دل یک فعالیت عام‌المنفعه، دانش‌آموزان با راهنمایی معلم، مطالبی که باید را در حوزه‌های گوناگون می‌آموزند.

در مقاله، این توضیحات را درباره‌ی این سبک آموزش می‌بینیم:

یادگیری از راه خدمت میوه جنبش «آموزش مترقی» است که در آخرین سال های قرن نوزدهم شکل گرفت. نظریه‌پردازان و اندیشمندان این جریان ترقی در امر آموزش را کلید شکوفایی اجتماعی می‌دانستند و می‌خواستند نهاد آموزش از اسارت دیدگاهی که یادگیری را به «آماده شدن برای ورود به دانشگاه» تقلیل می‌داد، برهانند. از نظر آنها «یادگیری از طریق تجربه و با هدف آمادگی برای حل مسائل دنیای واقعی» دیدگاهی بود که به تحقق عدالت اجتماعی و پرورش شهروندانی مسئول و عمل‌گرا منجر می‌شود.

ترقی‌خواهان معتقد بودند عالی‌ترین شکل یادگیری زمانی محقق می‌شود که یادگیرندگان به جای خواندن کتاب‌های سنگین در اتاق‌های بسته، آزادانه دست به کار اقدام و عمل شوند و تجربه کنند. در سایه این نگاه به مساله آموزش بود که «یادگیری از راه خدمت» در آخرین سال‌های دهه ۱۹۷۰ متولد شد. در این روش معلم به کتاب درسی محدود نمی‌شود: همراه دانش آموزان به خارج از محیط کلاس و مدرسه می‌رود و به بچه ها کمک می‌کند میان مطالب درسی و زندگی روزمره ارتباط برقرار کنند، مشکلی از دنیای پیرامون‌شان را پیدا کنند که می‌شود با تکیه بر آموزه‌های مدرسه آنها را حل کرد و بعد برای حل آن برنامه ریزی می‌کنند. این خدمت می‌تواند انتشار یک خبرنامه در مدرسه باشد، برگزاری جشن یلدا برای دانش آموزان مدرسه‌های همجوار یا رنگ کردن دیوار مدرسه.

نمونه‌هایی از سرتاسر دنیا

نشریه‌ی بالاکناما – balaknama.org

بخش پایانی مقاله، به معرفی سه برنامه‌ی آموزشی از کشورهای دیگر، که ذیل برنامه‌های «یادگیری از راه خدمت» دسته‌بندی می‌شوند اختصاص یافته است.

یکی از این برنامه‌ها، نشریه‌ای است که در دهلی منتشر می‌شود: نشریه‌ی «بالاکناما». اما این نشریه یک ویژگی متمایز دارد: اعضای هیأت تحریریه‌ی آن، کودکان کار و خیابان هستند.

«بالاکناما» که به معنای صدای کودکان است، امکانی است برای ۱۰ هزار کودک بی‌خانمان در دهلی که از زندگی‌شان بنویسند، صدای‌شان را به گوش شهروندان برسانند و نوشتن تمرین کنند.

چاندنی، یک دختر ۱۸ ساله اهل دهلی که موسس این نشریه است به خبرنگار گاردین می گوید: بسیاری از نویسندگان این نشریه بعد از پیوستن به تحریریه شروع می‌کنند به یادگیری خواندن و نوشتن به همین دلیل تمرین نوشتن اینجا یک هدف و البته یک چالش اساسی است.

بالاکناما دو روپیه است و هشت هزار نسخه از آن منتشر می شود. بیشتر شماره ها به صورت رایگان در ایستگاه‌های پلیس و سازمان ها و انجمن های حامی حقوق کودک پخش می‌شود تا شهروندان با مسائل این کودکان بیشتر آشنا شوند.

🔹متن کامل مقاله در این آدرس در دسترس است.

سه راهِ آزموده‌شده برای رویارویی با بحران آب





«لانا مزاهره» در اردن بزرگ شده، کشوری که از سال ۱۹۷۳ با کمبود شدید آب مواجه بوده است. او از کودکی با فقدان آب کافی مواجه بوده و راه‌های مختلفی را برای صرفه‌جویی در مصرف آب آموخته و تجربه کرده است.

در این سخنرانی، او تجربه‌ی کشورهای مختلف از بحران آب، و راه‌هایی را که برای مقابله با آن به کار بسته‌اند بازگو می‌کند.

ابتدا از «کیپ تاون» می‌گوید؛ دومین شهر پر جمعیت آفریقای جنوبی، که در مارس ۲۰۱۷، مصرف آب روزانه برای شهروندانش به میزان ۱۰۰ لیتر برای هر نفر جیره‌بندی شد. لانا مزاهره توضیح می‌دهد که این جیره‌بندی یعنی: «می‌توانی یک دوش پنج دقیقه‌ای بگیری، دو بار صورتت را بشویی و احتمالاً حدود پنج مرتبه سیفون توالت را بکشی. اما هنوز دندان‌هایت را مسواک نزده‌ای، رخت‌های چرک را نشسته‌ای، و قطعاً گل‌ وگیاهانت را آب نداده‌ای و متأسفانه بعد از آن پنج بارسیفون کشیدن دستت را هم نشسته‌ای و حتی یک جرعه آب نیز ننوشیده‌ای.»

با توجه به گفته دفتر غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد، بیش از ۹۵ درصد کشورها نسبت به ۲۰ سال گذشته آب کمتری دارند و نزدیک به یک سوم جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که با بحران جدی آب مواجه هستند، یعنی شرایطی نزدیک به وضعیت شهر کیپ تاون.

وی با توجه به تجربیات شخصی‌اش، بیان می‌کند که: «روش‌هایی که از دید من و دیگر ساکنان کشورهای خشک کاملاً طبیعی است، می‌تواند به ما در رسیدگی به آنچه که به سرعت دارد بحرانی جهانی می‌شود، کمک کند»، و سه ایده را از کشورهای کم‌آب و اینکه چطور علی‌رغم بحران آب جان به در برده و حتی شکوفا شدند، به عنوان راه حل مطرح می‌کند.

نخست: به مردم بگویید که حقیقتاً چه‌قدر آب دارند.

لازمه‌ی حل یک مشکل،‌ در وهله‌ی اول اذعان به وجود آن است. لانا مزاهره می‌گوید: «زمانی که مسئله‌ی آب مطرح است، مردم به راحتی می‌توانند آن را نادیده بگیرند و بگویند مادامی که آب از شیر بیرون می‌آید، همه چیز تا ابد رو به راه است. اما بعضی کشورهای هوشمندِ خشک تمهیدات ساده و خلاقانه‌ای را اتخاذ کرده‌اند تا اطمینان یابند که شهروندان، جامعه‌ها و شرکت‌هایشان متوجه میزان خشکی سرزمینشان می‌شوند.»

او مثال می‌زند که چگونه استرالیا توانسته با استفاده از تابلوهای الکترونیکی در بزرگراه‌ها که میزان آب سدها را نشان می‌دهد، مردم را آگاه و تشویق به صرفه‌جویی در مصرف آب نمایند.

دوم: مردم را در صرفه‌جویی آب توانمند سازید.

سخنران می‌گوید که ملبورن توانست با توانمندسازی مردمش در صرفه‌جویی آب، تقاضای آب سرانه را تا ۵۰ درصد کاهش دهد. همچنین امارات متحده عربی را مثال می‌زند و شرح می‌دهد که این کشور چگونه توانسته است به شرکت‌های خود کمک کند تا به صورت میانگین ۳۵ درصد در مصرف آب صرفه‌جویی کنند.

سوم: به موضوع عمیق و جدی فکر کنید.

لانا مزاهره معتقد است: «صرفه‌جویی در مصرف آب می‌تواند از نقاط غیر قابل انتظار انجام شود» و کشور سنگاپور را مثال می‌زند که هشتمین کشور کم‌آب در جهان است و تقریباً ۶۰ درصد از نیاز خود به آب را از طریق واردات تأمین می‌کند. این کشور توانسته است با ساخت یک مخزن آب شهری در وسط شهر، ذخیره‌ی آب سنگاپور را تا ۱۰ درصد افزایش دهد، از نواحی کم‌ارتفاع اطراف این مخزن در برابر سیل محافظت کند و یک جاذبه‌ی زیبای هنری، ورزشی و جهانگردی به وجود آورد.

سخنران اشاره می‌کند: «هر ابتکار عملی لازم نیست که زیبا، یا حتی قابل دیدن باشد» و در ادامه اردن را مثال می‌زند که چگونه با جایگزین کردن محصولات کشاورزی‌ مقاوم در برابر شرایط خشک، همچون خرما و انگور، توانسته است در صنعت کشاورزی خود در مصرف آب صرفه‌جویی کند. نیز به نامیبیا اشاره می‌کند و می‌گوید: «مردم محلی در نامیبیا، یکی از بایرترین کشورهای آفریقای جنوبی، از سال ۱۹۶۸ آب بازیافتی می‌نوشند. خیلی‌ها ممکن است بگویند کشورهای متعددی آب را بازیافت می‌کنند. من هم می‌گویم درست است. اما کشورهای کمی آن را برای نوشیدن استفاده می‌کنند. عمدتا به این دلیل که مردم دوست ندارند فکر کنند که آب توالت‌هایشان به شیرهای آب راه می‌یابد. اما نامیبیا استطاعت این‌گونه فکرکردن را نداشت. آن‌ها اکنون نمونه‌ای عالی هستند از این‌که چطور کشوری فاضلاب را در حد استاندارد نوشیدن تصفیه می‌کند، تا کمبود آب خود را جبران کند.»