برگزاری دوره‌ی دو ماهه جبرانی پیش‌دبستانی

محروم ماندن کودکان از آموزش پیش‌دبستانیِ مناسب، آنان را در معرض آسیب‌های فراوانی قرار می‌دهد و از رشدی شایسته محروم می‌کند. کودکانی که هیچ نوع آموزش پیش‌دبستانی ندیده‌اند در مدرسه و در کلاس درس، به میزان قابل توجهی عقب‌تر از دیگران قرار می‌گیرند.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم از ابتدای مرداد ماه یک دوره‌ی دو ماهه‌ی آموزش جبرانی برای ۹ نفر از کودکانی که آموزش پیش‌دبستانی ندیده بودند برگزار کنیم. این کودکان در طول سال تحصیلی نه در دوره‌های آموزش پیش‌دبستانی رسمی شرکت کرده بودند و نه در دوره‌ی جبرانی پیش‌دبستانی طلوع.

این دوره با هدف تقویت مهارت‌های اصلی لازم برای ورود به دبستان برگزار شد: مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های دست‌ورزی و مهارت‌های پایه تحصیلی همچون آشنایی با آوا‌ها، شمردن و شناخت رنگ‌ها.

در جلسات ابتدایی، کودکان با انجام فعالیت‌هایی با یکدیگر آشنا شدند: بازی‌های‌ حرکتی انجام دادند، نقاشی‌های فردی و گروهی کشیدند، شمردن را تمرین کردند و با سفر به زیر دریا رنگ آبی را شناختند.

 

برگزاری جشن پایان دوره‌ی جبرانی پیش‌دبستانی

کودکان پیش‌دبستانی، دوره جبرانی پیش دبستانی را به پایان رساندند.

در اواسط تیر ماه، جشن پایان دوره پیش‌دبستانی برگزار شد. در این جشن کودکان به همراه مادرانشان حاضر شدند و اوقات مفرحی را با هم سپری کردند.

ابتدا کودکان نمایشی را برای مادرانشان اجرا کردند. سپس نوبت نقاشی کشیدن رسید. در این برنامه هر کودک به همراه مادرش رنگ، قلم‌مو و مقوا دریافت کرد و مادر و کودک در کنار هم مشغول کشیدن نقاشی شدند.

در این برنامه تلاش بر این بود که مادر و کودک با هم همکاری کنند، مادران کودکان را «ببینند» و با تعامل و کمک یکدیگر نقاشی کنند.

پس از پایان نقاشی نوبت به آشپزی رسید.

به هر مادر و کودک سیب‌زمینی و تخم مرغ آب‌پز و خیار شور داده شد. سپس از کودکان خواسته شد تا با کمک مادرانشان سیب‌زمینی و تخم‌مرغ‌ها را پوست بگیرند و آن‌ها را به همراه خیار شور خرد و ترکیب کنند و سپس آن‌ها را در لقمه‌شان بگذارند.

کودکان از این فعالیت ذوق زده شده بودند.

یکی از کودکان به مادرش گفت: «مامان بریم خونه دوباره با هم همین غذا را درست کنیم.» و یکی دیگر با ذوق گفت: «خیلی خوبه! دیگه از این به بعد من از این غذا درست می‌کنم.»

سومین فعالیت بازی بادکنک پرنده بود. در بازی بادکنک پرنده هر گروه باید سعی کند، بادکنک‌ها را به سمت گروه مقابل پرتاب کند و در نهایت گروهی برنده است که تعداد کمتری بادکنک در زمینش وجود داشته باشد. در این بازی مادران با هم یک گروه و کودکان یک گروه شدند. بازی بسیار هیجان انگیز بود و مادران حسابی سر ذوق آمده بودند و تلاش می‌کردند.

فعالیت بعد انتخاب یک بازی مشترک از بازی‌های فکری موجود در موسسه بود. هر کودک یک بازی را با مادرش انتخاب کرد و کودک و مادر با هم مشغول بازی شدند.

در انتها مادران از نتیجه‌ی فعالیت‌های کودکان در طول سال بازدید کردند. کودکان چیزهایی که ساخته بودند را به مادرانشان نشان دادند و توضیح دادند که در طول سال چه کارهایی انجام داده‌اند.

ساخت کاردستی با مواد بازیافتی

زباله‌ها کجا می‌روند؟

بازیافت چیست؟

آیا کاغذ و پلاستیک زباله هستند؟

کودکان پیش‌دبستانی این هفته پاسخ این سوالات را در کتاب‌ها دیدند و تصمیم گرفتند استفاده از مواد بازیافتی را آغاز کنند.

گزارش تصویری ساخت کاردستی با مواد بازیافتی را ببینید:

نقاشی، دوازه‌ی ورود به دنیای کودکان است.

پنجاه دقیقه‌ای از شروع نقاشی کشیدن بچه‌ها می‌گذشت. بچه‌ها آرام و قرار بیشتری گرفته بودند و به کار خود مشغول بودند. نگاهی به نقاشی‌ها انداختم. نقاشی یاسین توجه‌ام را به خود جلب کرد. یک مربع سیاه که در وسط آن یک سر آدم پیدا بود (بدون بدن) و روی این صورت دو خط کشیده شده بود. به او نزدیک‌تر شدم و پرسیدم:

  • یاسین چی کشیدی؟
  • یه بچه.
  • این بچه الان کجاست؟ حالش خوبه؟
  • اون توی زندان هست. ناراحته.
  • خب حالا چکار کنیم براش؟
  • نمی‌دونم .

دستش را گرفتم و به انتهای سالن بردم. تعدادی پوستر از طبیعت، شهر و آدم‌ها را به او نشان دادم و گفتم: در این تصویرها چه چیز را دوست داری؟ به یکی‌ش خوب نگاه کن و برو توی مقوات بکش هنوز خیلی جای خالی داری بدو… .

ده دقیقه‌ای گذشت و دوباره به کنارش رفتم. دیدم مقوا را پر کرده از تصویر بچه، به این شکل که دوتا مستطیل عمودی کشیده بود که از نظرش دو تا خانه‌ی خیلی بزرگ بودند و در آن‌ها تعداد زیادی بچه کشیده بود و بعد هم پایین صفحه را پر کرده بود از گل و بچه. از او پرسیدم:

  • (اشاره به بچه‌هایی که در مستطیل‌ها بودند) یاسین این بچه‌ها کجا هستند؟
  • توی خونه.
  • توی خونه دارند چه کار می‌کنند؟
  • خوابیده‌اند.
  • (اشاره به بچه‌هایی که خارج از مستطیل‌ها پایین صفحه بودند) خب این‌ها دارند چه کار می‌کنند؟
  • اینجا صبح شده و اون بچه‌هایی که داخل خونه بودند از خواب بیدار شدند آمدند پایین به هم گل هدیه دادند و با هم دوست شدند و خوشحال دارند بازی می‌کنند.
  • چه خوب. خب اون بچه که توی زندان بود چی شد؟
  • اونم دیگه آزاد شد. الان پیش بچه‌هاست.

از اینکه نقاشی به او کمک کرد تا مسئله‌ای که داشت را حل کند، احساس خوبی داشتم.

کودک، یاسین بود که آزاد شده بود و دیدن این آزادی مرا نیرویی دوباره می‌بخشید.

نقاشی، زبان کودک است.

نقاشی زبان کودک است. صرفاً جنبه سرگرمی ندارد یا تنها یک فعالیت با نشاط نیست .

پیش از ورود بچه‌ها به سالن موسسه، به دیوار‌های آن مقواهای بزرگ چسباندیم. روی زمین پاستل‌های رنگی گذاشتیم. یک سمت سالن هم پوستر‌هایی به نمایش گذاشتیم که در آن‌ها منظره‌هایی بود از طبیعت، شهر و آدم‌ها.
کمی دورتر ایستادم نگاهم را به سالن دوختم احساس کردم وارد شهر نقاشی شده‌ام. آن فضا هر کسی را سر ذوق می‌آورد.

بچه‌ها یکی یکی وارد سالن شدند شور و هیجان و سر و صدای‌شان تمام سالن را پر کرده بود.

عده‌ای سریع به سراغ مقوای خود رفتند و دست به کار شدند، عده‌ای پاستل رنگی را در دست گرفته بودند اما نمی‌دانستند از کجا باید شروع کنند و عده‌ای هم یک خط یا یک نقطه‌ای روی مقوا کشیده بودند و از من می‌خواستند که به آن‌ها پاک‌کن یا هر چیز دیگری بدهم که بتوانند با استفاده از آن، آنچه کشیده‌اند را پاک کنند. به این گروه گفتم بروند از یک جایِ دیگر مقوا شروع به کشیدن کنند تا کمی بعد با هم فکری بکنیم که بدون پاک‌کن چه می‌شود کرد.

تصمیم گرفتم اول به سراغ دانش‌آموزانی بروم که می‌خواستند چیزی بکشند اما نمی‌دانستند از کجا باید شروع کنند. دست آن‌ها را گرفتم و بردم به انتهای سالن، همانجایی که الگوهایی برای نقاشی وجود داشت؛ تصاویری از شهر و جنگل و آدم‌ها. گفتم خوب به این پوستر‌ها نگاه کنید کدام یک را بیش از همه دوست دارید؟ دوست دارید اگر قرار باشد نقاشی بکشید کدام را بکشید؟ پس از اینکه انتخاب خود را گفتند با استفاده از الگوهای ساده‌سازی و تخته‌ای که آن گوشه بود سعی کردم کشیدن آن چیزی که انتخاب کرده بودند را آموزش دهم و در آخر هم گفتم با خیال راحت و با آن حس خوبی که نسبت به تصویر مورد علاقه‌شان دارند بروند نقاشی‌شان را بکشند.

حالا نوبت به گروهی رسیده بود که مدام تقاضای پاک‌کن داشتند. حرفم این بود: پاک‌کن نداریم اما  شاید بتوانیم یک کار جالب کنیم. می‌توانیم برای خط‌ها یا نقطه‌هایی که شما فکر می‌کنید اضافی هستند یک قصه بسازیم.

اول با تعجب به من نگاه کردند. پاستل رنگی را در دست گرفتم و شروع کردم به تبدیل کردن خطوط اضافی، به شکلی که جزئی از نقاشی شوند. نه تنها پاک‌کن را فراموش کردند، بلکه این فعالیت برایشان بسیار لذت بخش شد تا جایی‌که حتی نقطه‌ای در نقاشی را هم به حال خودش رها نکردند.

فرآیندِ تبدیل کردن چیزهایی که فکر می‌کنیم اجزای اضافی نقاشی هستند، به شکل‌هایی که می‌توانند جزئی از نقاشی به حساب بیایند می‌تواند یک رویکرد مثبت به زندگی را به کودکان آموزش دهد.

«هیچ چیزی در زندگی اضافی نیست، مهم این است که بتوانیم آن‌ها را برای رسیدن به ارزش‌هایمان در زندگی به کار بگیریم.»

امروز چنین اتفاق‌هایی رخ داد:

«ترس‌ها می‌شکستند و خانه‌هایی در شهرِ ذهن کودکان برپا می‌‌شد».
وقتی می‌دیدم بچه‌هایی که معمولاً از ابراز خودشان هراس دارند چگونه امروز با دیدن مقوایی که کمی از خودشان بزرگتر بود شجاعتِ کشیدن پیدا می‌کنند، بار دیگر به تأثیر نقاشی و قدرتی که برای ساختن و بازسازی دنیای کودکان دارد، باور پیدا می‌کردم.

«رنگ‌‌ها روی مقواها می‌دویدند و کودکان از آن‌ها قصه می‌ساختند».
بچه‌ها برای نقاشی‌هایشان قصه‌هایی داشتند. در نقاشی‌هایشان سناریو‌هایی را کشیده بودند که به حل مسائل شخصیت‌های داستان می‌انجامید.

«خطوط، کلمات می‌شدند بر زبان کودکانِ همیشه درسکوت»
بعضی از بچه‌ها در حالت عادی در کلاس ممکن است حرف نزنند یا در فعالیت‌ها به سختی شرکت کنند. امروز شاهد فعال شدن و حرف زدن آن‌ها در شهر نقاشی بودم.

 

 

 

 

آموزش بهداشت دهان و دندان به کودکان پیش‌دبستانی در طلوع

صبح و ظهر و قبل از خواب
مسواک بزن، مسواک
تا دهان تو گردد
خوشبو و تمیز و پاک

با توجه به ضروری بودن آموزش بهداشت دهان و دندان، در هفته‌ی گذشته، در بخش آموزش بهداشت، به کودکان پیش‌دبستانی طلوع اهمیت دندان‌ها و چگونگی نگهداری از آنها آموزش داده شد.

آموزش بهداشت دهان ودندان، یکی از آموزش‌های مهم و ضروری در زمینه بهداشت است. آمارها نشان می‌دهند که کودکان ۶ ساله ایرانی، به طور متوسط بین ۴ تا ۵ دندان شیری پوسیده و کودکان ۱۲ ساله به طور متوسط ۲ دندان دائمی پوسیده دارند.

چنین آماری نشانه‌ی توجه پایین به بهداشت دهان و دندان است. این کم توجهی، باعث می‌شود دندان‌ها در سن کم کشیده شوند. کشیده شدن دندان‌ها در جویدن غذا، زیبایی و رشد فک اثر نامطلوبی می‌گذارد و به تبع آن مشکلاتی در هضم غذا، صحبت کردن و … را به دنبال خواهند آورد.

از آنجا که در سنین پایین، عادت‌ها به خوبی در کودکان شکل می‌گیرند، اگر آن‌ها در این زمینه آموزش ببینند؛ رفتارهای مناسب رعایت بهداشت دهان و دندان در آن‌ها پایدار می‌ماند و کمتر شاهد آمارهایی از این دست خواهیم بود که:

۵۰ میلیون ساعت غیبت از مدرسه فقط به خاطر بیماری‌های دهان ودندان (آماری از کودکان دنیا) 

این بار دانش‌آموزان که همگی مشتاق بودند یک نگهبان دندان باشند؛ با شوق و توجه فراوان به گفته‌های معلم گوش دادند و در طرحی جذاب که شامل سه بخش بود، مطالب مفیدی را آموختند.

در بخش اول اهمیت دندان‌ها در جویدن غذا، لبخند زدن و صحبت کردن به کودکان آموزش داده شد.

در بخش دوم، به کمک تصاویر با مراقبت از دندان‌ها و خوراکی‌های مفید و مضر برای دندان‌ها آشنا شدند.
کودکان آموختند که هرچه یک ماده غذایی چسبناک‌تر و شیرین‌تر باشد برای دندان خطرناک‌تر است. یاد گرفتند خوراکی‌هایی مثل لواشک و شکلات به دندان‌ها ضرر زیادی می‌زنند و باید سعی کنند ازاین نوع خوراکی‌ها نخورند یا خیلی کم بخورند.

در بخش سوم، یک انیمیشن مربوط به بهداشت دهان و دندان، مشاهده کردند. بعد از آن با ضرورت و دلیل مسواک زدن آشنا شدند و در قصه‌ای کوتاه شنیدند که چگونه دندانی که باقیمانده غذا روی آن مانده و کثیف است، مورد حمله میکروب‌ها قرار می‌گیرد و پوسیده می‌شود. اما میکروب‌ها از روی دندانی که تمیز است، سر می‌خورند و به آن نمی‌چسبند. آنها فیلم نحوه پوسیده شدن یک دندان را هم مشاهده کردند.

بعد از آن، با کمک مدل مصنوعی دندان و لثه و مسواک آموزشی، نحوه صحیح مسواک زدن را مشاهده کردند. یاد گرفتند که چگونه همه قسمت‌های دندان را مسواک بزنند.  سپس به هر کدام از «نگهبان‌های دندان»، یک مسواک هدیه داده شد. نگهبان‌های دندان، همزمان با پخش کلیپ آموزشی مسواک زدن، شروع به مسواک زدن کردند تا به خوبی تمرین کنند و از این به بعد بتوانند مراقب دندان‌های خودشان و بقیه باشند و چیزهایی را که یاد گرفتند به بقیه هم یاد بدهند.

در پایان نیز دانش‌آموزان کاربرگ‌هایی در این مورد حل کردند و کاربرگی نیز به آن‌ها داده شد تا با خود به خانه ببرند و هرشب که مسواک می‌زنند، یک خانه از جدول آن را رنگ کند و در پایان ماه، آن را به معلم برگردانند.

 

 

کودکان پیش‌دبستانی و سفر در میان درختان جنگل

هفته‌ی گذشته کودکان پیش‌دبستانی به همراه پسر بچه‌ای که نقاشی کشیدن را خیلی دوست داشت، به سفری در میان درختان جنگل رفتند.

در ابتدا مربی کلاس هنر داستان پسری را برای بچه‌ها گفت که نقاشی کشیدن را خیلی دوست داشت: «… یه مداد شمعی بنفش داره که باهاش یه عالمه نقاشی می­‌کشه. بعضی وقتا هم چشم­‌هاشو می­‌بنده و فکر می­‌کنه رفته توی نقاشی‌­هاش. یه روز که این پسر کوچولوی ما تو خونه‌شون نشسته بود، با خودش فکر کرد دیوار‌های خونه‌شون خیلی خالیه و هیچ نقاشی‌ای روی اون نیست. به خاطر همین شروع کرد به کشیدن نقاشی یه جنگل سرسبز روی دیوار اما وسط نقاشی کشیدن خوابش برد…»

بچه های کلاس برای کمک به او و خوشحال کردنش، کشیدن انواعی از درختان جنگل را تمرین کردند.

در ابتدا بچه‌ها در گروه‌های سه نفره پای تخته کلاس رفتند و هر کدام درختی را که دوست داشت نقاشی کرد. این کار باعث شد تا کودکانی که اعتماد به نفس کم‌تری داشتند و حاضر نبودند حتی روی کاغذ نقاشی بکشند انگیزه و اشتیاق بیشتری برای نقاشی کردن پیدا کنند.

حالا نوبت به خانم معلم رسید که درختی برای پسربچه‌ی داستان نقاشی کند. او در ابتدا از تلویزیون کلاس تصاویری از انواع درخت‌ها پخش کرد و آن‌ها را با توضیح، ساده‌سازی کرد و روی تخته کشید: «همه­‌ی درخت­‌ها یک تنه دارند. دو تا خط راست کنار هم میشه تنه­‌ی درخت. خب اگه بخوام برگ‌های این درخت رو بکشم که نمی‌تونم. به نظرتون شاخه­‌ها و برگ‌ها‌‌ی درخته با هم شبیه گردی نیست؟ پس یه گردی می‌کشم جای همه­‌ی برگ‌هاش.»

در پایان معلم به هر کدام از بچه‌ها یک کاغذ داد تا هر کس جداگانه جنگلی برای پسربچه‌ی داستان نقاشی کند.

 

آشنایی کودکان پیش‌دبستانی با شکل حروف روی ماسه‌های نرم

پیش از ورود به دوره­‌ی دبستان، خوب است که کودکان به طور کلی با شکل حروف الفبا آشنا شوند و بدانند که یک کلمه، چگونه از کنار هم قرار گرفتن حروف درست می­‌شود.
هم­چنین نوشتن با انگشتان باعث تقویت ماهیچه‌­های ظریف انگشتان می‌شود و کودکان را آماده­‌ی نوشتن در دوره­‌ی دبستان می­‌کند.

کودکان طلوع، این هفته در زنگ کتابخانه، در سفری خیال­‌انگیز به کنار دریا رفتند.
ابتدا دو فیلم از نقاشی روی ماسه برای کودکان پخش شد. بعد از آن به هر کودک یک سینی ماسه داده شد و هر کودک بر روی ماسه­‌ها هر چیزی که دوست داشت را با انگشت نقاشی کرد. نقاشی بر روی ماسه برای کودکان بسیار لذت­‌بخش بود.

می­‌خوایم بریم، کنار دریا                 نقاشی کنیم، روی ماسه‌­ها
ماه و ستاره، گل­‌های زیبا                 هر چی دوست داری، توی رؤیاها

بعد از این بخش، نوبت به ماهیگیری رسید! ولی ماهی­‌ها در واقع حروف الفبا بودند که با قلاب آهنربایی شکار می‌­شدند.

حالا تو دریا، می­‌گیریم ماهی          حرف‌­ها ماهی‌­اند، تو ماهیگیر

هر بار معلم یکی از حروف الفبا را روی تخته می­‌نوشت. یکی از بچه‌­ها در نقش ماهیگیر انتخاب می­‌شد و از سبد کارت‌های حروف الفبا، کارت مشابه با حرف روی تخته را با قلاب ماهیگیری شکار می­‌کرد و پای تخته می­‌چسباند. در این فاصله، کودکان دیگر هم بر روی سینی ماسه­‌شان، شکل حرف شکار شده را با انگشت می­‌کشیدند.

در انتها بچه­‌ها از کنار هم قرار دادن حروف، کلمه­‌های ساده‌­ای مثل آب، سیب، سبد، خرس و … را ساختند و به این ترتیب آگاهی ابتدایی در مورد چگونگی ساخته شدن کلمه­‌ها از حروف الفبا را پیدا کردند.

در این فعالیت  که کودکان با حس لامسه حروف الفبا را تجربه می‌کنند، درک شهودی از حروف الفبا موجب تقویت مهارت‌های نوشتاری آن‌ها می‌شود. به‌علاوه کودکانی که مشکلاتی در یادگیری دارند وقتی از طریق حواس مختلف آموزش می‌بینند به علت اینکه ممکن است در حس دیگری مثل لامسه قوی‌تر باشند بهتر آموزش می‌بینند.


بازدید کودکان پیش‌دبستانی از نجاری، گلخانه و کتابخانه

در هفته‌‌ی گذشته، کودکان پیش‌دبستانی از یک نجاری، گلخانه و کتابخانه بازدید کردند.

بازدید از گلخانه:

من گلم و من گلم              مهربون و خوشگلم
اول که گل نبودم              فقط یه دانه بود
یک بچه نازنین                 من را گذاشت تو زمین
بارون اومد آبم داد           خورشید خانم نورم داد
بزرگ شدم قد کشیدم       شادی گلها را دیدم

صبح زود که بچه ها برای رفتن بازدید به موسسه آمدند معلم شعر بالا را برای بچه ها خواند و از بچه‌ها پرسید: «کی می‌دونه اونجا کجاست که یک عالمه گل می‌کارند و ازشون مراقبت می‌کنند تا بزرگ بشن؟»

«حالا داریم با هم میریم یه جایی که حسابی گل و گیاه ببینیم و از آقایی که اونجا کار می‌کنه بپرسیم که چطوری تنهایی این همه گل کاشتند و ازشون مراقبت می‌کنند!؟»

ابتدا با بچه‌ها به گلخانه رفتیم و در گلخانه بچه‌ها با نحوه‌ی کاشت گل‌ها آشنا شدند. کودکان یاد گرفتند که انواعی از گل‌ها و درختان وجود دارند که هر کدامشان بوی خاص خود را دارد و شکل گل‌ها با هم فرق می‌کند و  بعضی از گیاهان اصلا گل ندارند.

در انتها آقای باغبان برای آموزش بچه‌ها گلی را قلمه زدند و آن را  به کلاسمان هدیه کردند و به بچه‌ها یاد دادند که چگونه از گل کلاس‌شان مراقبت کنند.

 

بازدید از نجاری:

نجاری محل ما                       پر شده از سر و صدا
اوستای نجار تق و تق            کار می‌کند تلق و تلق
تیشه داره رنده داره              روی لب هاش خنده داره
می سازه او درشت و ریز       نیمکت و تختخواب و میز
صندلی هم خوب می‌سازه      اینها را با چوب می‌سازه

در مغازه نجاری آقای نجار چند مدل چوب به بچه‌ها نشان داد و بعد نحوه‌ی اندازه‌گیری کردن با متر و مداد را برای بچه‌ها توضیح داد‌، بعد دستگاه برش را روشن کرد و چوب‌هایی را که اندازه‌گیری کرده بود برش زد.

بچه‌ها هم  سوالات‌شان را از آقای نجار پرسیدند:
چرا نجارها همیشه یک مداد پشت گوششان می‌ذارن؟
چطوری می‌تونیم نجار بشیم؟

آقای نجار هم با مهربانی به سوال‌های بچه‌ها جواب داد.


بازدید از کتابخانه:

لی لی لی لی لی لی لی لی حوضک              بابام خریده کتاب کوچک
این کتاب من چه خوب و نازه                    برایم داره حرف های تازه
کتابم جلد داره، رنگ داره،  قصه داره، عکسایی رنگی داره، از کوه و صحرا داره، سنگ داره کوه داره، دره داره، دریا داره لای لای لای …

بعد از بازدید از  نجاری بچه‌ها سوار سرویس شدند و راهی کتابخانه طلوع شدند.

«می‌خوایم بریم پیش کتاب‌ها ، به خونه‌ای که کتاب‌ها توش زندگی می‌کنند می‌گیم کتابخانه.»

در کتابخانه طلوع اعضای کتابخانه برای بچه‌ها نمایش قصه «هدیه خاله نگین» را اجرا کردند. بچه‌ها نمایش را خیلی دوست داشتند و سرا پا گوش شده بودند و شعرهایی را که شخصیت اصلی داستان (سوگلی) می‌خواند، با او تکرار می‌کردند: « …زنبور بلا ، این انگورا نیست مال ما ، خوشمزه و شیرینه ولی مال خاله نگینه..»

و بعد هم مسئول کتابخانه قفسه‌های کتاب  و یک سری نقشه که به دیوار نصب شده بود را به بچه‌ها نشان داد.

در پایان برنامه‌ی بازدید، بچه‌ها در حیاط کتابخانه بستنی خوردند و در یک فضای صمیمی و دوستانه برای معلم‌شان و مسئول کتابخانه تعریف کردند که امروز چه چیزهایی یاد گرفتند.

آب و خاک و گل، سقف و تیر و چوب، داریم می‌سازیم، یه خونه‌ی خوب

آب و خاک و گل
سقف و تیر و چوب

داریم می‌سازیم
یه خونه خوب

بچه‌ها! مادربزرگ مهربون رو یادتونه، تو اون شب بارونی؟ همون که حیوونای مختلف رو یکی یکی به خونه‌اش راه داد؟
اسم قصه‌اش چی بود؟… بله. مهمان‌های ناخوانده.
قرار شد مهمان‌ها تو خونه پیرزن مهربون بمونند و برای خودشون یه خونه درست کنند. ما هم قراره بهشون کمک کنیم. اما اول باید برای ساختن خونه آجر درست کنیم. کی میدونه چطوری آجر درست میشه؟

در ادامه واحد کار خانه، این بار دانش‌آموزان در زنگ اکتشاف فعالیتی گروهی را با شور و هیجان بسیار درحیاط مدرسه انجام دادند. آنها بعد از آموختن مراحل ساخت آجر و دیدن تصاویر مربوط به آن، در گروه‌های ۳ و ۴ نفره به حیاط رفتند. الک کردن خاک رس را مشاهده کردند، مفهوم پیمانه را آموختند و آب و خاک را با هم مخلوط کردند و در قالب‌هایی ریختند. سپس آن را در آفتاب گذاشتند تا آجرهای کوچک‌شان خشک شود و روزهای بعد بتوانند در فعالیتی دیگر با این آجرها “خانه” بسازند.

مادر بزرگ مهربون، خونه‌ی تو چه عالیه
وقتی میام خونه‌ی تو، دلم پر از خوشحالیه

در این فعالیت علاوه بر تقویت مهارت دست‌ورزی، بچه‌ها با ریختن آب روی خاک رس کشف می‌کردند که اگر کمتر از حد لازم آب اضافه کنند خاک‌شان خوب شکل نمی‌گیرد و نمی‌توانند آن را در قالب‌ها جا دهند و اگر بیشتر آب بریزند باز هم نمی‌توانند به خوبی آن را ورز دهند و به دستشان می‌چسبد. این فعالیت به آن‌ها کمک می‌کرد تا یاد بگیرند راه‌حل‌هایی برای این مشکل وجود دارد. مثلا می‌توانیم به خاکی که  هنوز سفت هست کمی آب اضافه کرد یا وقتی که آبش زیاد شده و به دست می‌چسبد می‌توان دوباره به آن خاک اضافه کرد تا مخلوط آب و خاکی مناسب تهیه شود که بتوان به راحتی به آن شکل و در قالب‌ها جا داد.

بعد از این فعالیت، بچه‌ها با گل سفالی که درست کرده بودند شکل‌های دیگری هم با خلاقیت خودشان درست کردند.