آب و خاک و گل، سقف و تیر و چوب، داریم می‌سازیم، یه خونه‌ی خوب

آب و خاک و گل
سقف و تیر و چوب

داریم می‌سازیم
یه خونه خوب

بچه‌ها! مادربزرگ مهربون رو یادتونه، تو اون شب بارونی؟ همون که حیوونای مختلف رو یکی یکی به خونه‌اش راه داد؟
اسم قصه‌اش چی بود؟… بله. مهمان‌های ناخوانده.
قرار شد مهمان‌ها تو خونه پیرزن مهربون بمونند و برای خودشون یه خونه درست کنند. ما هم قراره بهشون کمک کنیم. اما اول باید برای ساختن خونه آجر درست کنیم. کی میدونه چطوری آجر درست میشه؟

در ادامه واحد کار خانه، این بار دانش‌آموزان در زنگ اکتشاف فعالیتی گروهی را با شور و هیجان بسیار درحیاط مدرسه انجام دادند. آنها بعد از آموختن مراحل ساخت آجر و دیدن تصاویر مربوط به آن، در گروه‌های ۳ و ۴ نفره به حیاط رفتند. الک کردن خاک رس را مشاهده کردند، مفهوم پیمانه را آموختند و آب و خاک را با هم مخلوط کردند و در قالب‌هایی ریختند. سپس آن را در آفتاب گذاشتند تا آجرهای کوچک‌شان خشک شود و روزهای بعد بتوانند در فعالیتی دیگر با این آجرها “خانه” بسازند.

مادر بزرگ مهربون، خونه‌ی تو چه عالیه
وقتی میام خونه‌ی تو، دلم پر از خوشحالیه

در این فعالیت علاوه بر تقویت مهارت دست‌ورزی، بچه‌ها با ریختن آب روی خاک رس کشف می‌کردند که اگر کمتر از حد لازم آب اضافه کنند خاک‌شان خوب شکل نمی‌گیرد و نمی‌توانند آن را در قالب‌ها جا دهند و اگر بیشتر آب بریزند باز هم نمی‌توانند به خوبی آن را ورز دهند و به دستشان می‌چسبد. این فعالیت به آن‌ها کمک می‌کرد تا یاد بگیرند راه‌حل‌هایی برای این مشکل وجود دارد. مثلا می‌توانیم به خاکی که  هنوز سفت هست کمی آب اضافه کرد یا وقتی که آبش زیاد شده و به دست می‌چسبد می‌توان دوباره به آن خاک اضافه کرد تا مخلوط آب و خاکی مناسب تهیه شود که بتوان به راحتی به آن شکل و در قالب‌ها جا داد.

بعد از این فعالیت، بچه‌ها با گل سفالی که درست کرده بودند شکل‌های دیگری هم با خلاقیت خودشان درست کردند.

کودکان پیش دبستانی آماده ورود به سال جدید و پذیرای تغییر و تحول شدند.

یک و دو و سه و چهار بچه ها آمد بهار
گل‌ها شکوفه دادند گنجشک‌ها همه شادند

کودکان طلوع در پایان فصل زمستان، با همکاری یکدیگر و با شور و شوق، کلاس‌های خود را تمیز و مرتب کردند.
آن‌ها آداب میهمانی را آموختند. تصمیم گرفتند نقاشی‌هایشان را به عنوان هدیه به دوستان و میهمانانشان بدهند و برای انجام این کار، با کاغذ رنگی پاکت نامه درست کردند.

بچه‌ها در پیش دبستانی یک مهمان داشتند، مادر بزرگی مهربان. مادربزرگ برای بچه‌ها از خاطرات کودکی‌اش گفت. از فصل بهار و آماده شدن برای ورود به آن؛ از سرما و فصل زمستان و کرسی و دور هم نشستن‌ها و خاطره گفتن‌های شب‌های زمستان گرفته تا خانه تکانی و میهمانی‌ها و عیدی گرفتن‌هایی که بیشتر کشمش و بادام بود.

بچه‌ها با مادربزرگ سبزه عید کاشتند و از او خمیرهای بازی رنگارنگ عیدی گرفتند.
در انتها با در دست داشتن پیک بهاری، کاغذ رنگی‌ای که با آن بتوانند برای دوستانشان پاکت نامه درست کنند، قصه خوشمزه‌ترین کلوچه و همچنین ماسک‌های آن برای اجرای نمایش در میهمانی‌ها, دست پر راهی خانه شدند تا به استقبال سال و آغازی نو بروند.

مرغای سبز و آبی با نغمه‌های شادی
رو شاخه‌ی درختا تو روزای آفتابی

داد میزنن بچه‌هاااا، بیایید توی کوچه‌هااا
حالا دیگه بهاره، بهار شادی میاره





قلب‌های بزرگ با دست‌های کوچک، برای روز مادر هدیه آماده کردند.

کودکان پیش‌دبستانی، در ساعت کتابخانه، سفرنامه تهیه کردند

آی قصه قصه قصه        نون و پنیر و پسته

میخوایم بریم با هم سفر        از این طرف، از اون طرف

بعدش بگیم یه خاطره        درست کنیم سفرنامه…

در ساعت کتابخانه‌ی کودکان پیش‌دبستانی طلوع، معلم‌ها طی سه جلسه‌ی کلاسی، قصه‌ی پسری به نام پویا را برای بچه‌ها تعریف کردند.
پویا که به سفر علاقه دارد با پدرش برای دیدن مکان‌های مختلف سفر می‌کند و در سفر تجربیات جدیدی را از سر می‌گذراند. در کلاس کتابخانه بچه‌ها نیز به همراه پویا و پدرش راهی سفر شدند.
طی این سفر بچه ها با اقلیم‌های مختلف جغرافیایی آشنا شدند. پویا در طی سفرش با دوربینی که خواهرش به او داده بود از مکان‌های مختلف عکس گرفت یا فیلم برداری ‌کرد و بچه ها در قالب داستان و تصویر و فیلم از انواع خانه‌ها مانند: خانه کویری ، قطبی و عشایری دیدن کردند.

بچه ها بعد از گردش در هر منطقه‌ای آنچه را که از آن مکان دوست داشتند نقاشی کردند.

وقتی پویا و پدرش از سفر برگشتند، خواهر پویا که نتوانسته بود همراه پویا و پدرش به سفر برود، از دیدن عکس‌هایی که پویا گرفته بود شگفت زده شد. او به پویا و بقیه بچه‌ها پیشنهاد داد که «بیاین با هم سفر نامه درست کنیم».
بچه‌ها پرسیدند: سفرنامه چیه؟
خواهر پویا گفت: «بعضی از کسانی که به سفر می‌رن از ماجراهای سفرشون و چیزهایی که دیدن یک کتاب می‌نویسن و برای کسایی که نتونستن به اون سرزمین‌ها برن، ماجراهای سفرشون رو می‌گن. ما هم می‌تونیم ماجراهای سفر پویا رو بنویسیم و عکس‌هاش را هم بچسبونیم.»
همه‌ی بچه‌ها موافقت کردند.

بچه‌ها در سه گروه سفرنامه عشایر، سفرنامه کویر و سفرنامه قطب را درست کردند. در این فعالیت معلم نمونه‌ی تهیه شده‌ی سفرنامه را به بچه‌ها نشان داد و بعد به هر گروه کتابچه‌ی سفید و تعدادی عکس که پویا آن‌ها را گرفته بود داد و از کودکان خواست که عکس‌ها را به ترتیبی که مناسب می‌دانند و با همکاری هم گروهی‌هایشان در کتابچه بچسبانند.

اجرای این طرح برای کودکان جذاب بود، و فضای طرح به آنها کمک می‌کرد تا در قالب داستان اطلاعات جدید را کسب کنند و لغات جدید را بهتر بیاموزند.

کارِ گروهی و عملی، علاوه بر اینکه به تقویت مهارت‌های اجتماعی و همکاری در بچه‌ها کمک می‌کرد، باعث شد که برنامه لذت‌بخش‌تر نیز شود.



 

 

 

آشنایی با ریتم تند و ریتم کند در ساعت موسیقی

کی میتونه مثل یه بچه­‌ای که دیرش شده، کیفش رو برداره و بره به طرفِ در؟
کی می­تونه مثل یه پیرمرد مهربون راه بیاد و بشینه روی این صندلی؟

و . . .

نمایش موقعیت­‌های بالا در زنگ موسیقی، مقدمه­‌ای برای آموزش ریتم تند و کند به کودکان بود.
ابتدا کودکان، نمایش چند موقعیت را اجرا کردند که در آن باید تند تند یا آهسته آهسته کاری را انجام می­‌دادند.
بعد از اینکه کودکان متوجه تفاوت بین ریتم تند و کند در نمایش­‌ها شدند، نوبت به بازی جالبی رسید.
معلم تعدادی موسیقی با ریتم تند و کند را از قبل آماده کرده بود. کودکان فرض کردند که سیب­‌زمینی­‌هایی هستند که روی آتش در حال پخته شدن اند و شعله آتش با ریتم موسیقی کم و زیاد می­‌شود. وقتی ریتم موسیقی تند می‌شد و شعله آتش زیاد بود، کودکان باید برای اینکه نسوزند، تند تند بالا و پایین می­‌پریدند و وقتی ریتم موسیقی کند می‌شد و شعله آتش کم بود، آن­‌ها می­‌توانستند آهسته راه بروند و استراحت کنند. در این بازی که برای کودکان پر هیجان بود، باید به دقت به موسیقی که پخش می‌شد گوش می­‌دادند و ریتم آن را تشخیص می‌­دادند.

در آخر هم کودکان همگی دستان همدیگر را گرفتند و بازی آسیاب بچرخ را با ریتم تند و کند در کلاس اجرا کردند.

آسیاب بچرخ                       می­‌چرخم

از این بری                         می­‌چرخم

از اون بری                         می­‌چرخم

آسیاب تندترش کن

 تندتر و تندترش کن

آسیاب بشین                    می­‌شینم

آسیاب پاشو                     پا می‌شم

آسیاب تندترش کن

 تندتر و تندترش کن

 

کودکان در ساعت موسیقی، سفر برگ‌های پاییزی به زمین را جشن گرفتند.

گوش دادن به آواها و موسیقی و توجه به اجزا و ریتم آن، اثرات مختلفی بر رشد مهارت­‌های کودکان می­‌گذارد.
به عنوان مثال،‌ کودکان در توجه کردن به صداهای مختلفی در طبیعت مثل صدای باران، ‌صدای پرندگان، دریا، رعد و برق، باد و …‌ خوب گوش کردن و تمییز شنیداری را در خود تقویت می‌­کنند. تمییز شنیداری از مهارت‌های مهمی است که پیش از ورود به مدرسه و آموختن صداها و حروف، باید در کودکان پرورانده شود. در غیر این صورت ممکن است کودک در یادگیری و تشخیص صداها دچار مشکل شود.

هم­چنین توجه به ریتم در موسیقی، تشخیص صداهای زیر و بم، تشخیص کند و تند بودن موسیقی، غمگین یا شاد بودن موسیقی و توجه به احساساتی که موسیقی در کودکان برمی­‌انگیزد، همگی می­‌توانند به کودک کمک کنند تا به لحاظ شنیداری نسبت به محیط اطراف خود که در آن زندگی می­‌کند حساس شود. این حساس شدن مقدمه‌­ای است برای اینکه کودک مهارت‌ها و شناخت‌های بعدی را پیدا کند. مثلا با توجه کردن به آهنگ یا ریتمِ صدای دوستش متوجه احساس ناراحتی او شود یا به تفاوت‌هایی پی ببرد که در میان افراد مختلف جهان اطراف او وجود دارد.

در یکی از ساعت‌های موسیقی، کودکان ابتدا داستانی از «کایو»، پسر بچه‌­ای از کشور چین، را شنیدند. یک موسیقی چینی برای کودکان پخش شد و کودکان با شنیدن این موسیقی آرام، احساسشان به حال و هوای طبیعت آن سرزمین نزدیک ­شد.

در طول داستان، «کایو» که با تمام درختان و حیوانات جنگل دوست است، سری به دوستانش در جنگل یعنی درختان زد و متوجه شد که برگ‌های درختان زرد و قرمز و نارنجی شده­‌اند. «کایو» از فکر اینکه شاید درخت‌ها مریض شده باشند، غصه خورد. ولی برگ‌ها با «کایو» در مورد سفر خود به دل زمین حرف ­زدند و به «کایو» مژده دادند که در فصل بهار دوباره سبز و شاداب از شاخه­‌ی درختان می­‌رویند.

در آخر، برگ‌ها جشنی برای سفر خود به زمین گرفتند تا کایو را خوشحال کنند.
در این قسمت، پس از پخش انیمیشنی که در آن برگ‌های پاییزی رقصان در هوا می­‌چرخند، موسیقی روی کلیپ که موسیقی‌ای کلاسیک و مناسب برای کودکان بود،‌ پخش شد و کودکان در نقش درخت‌ها، جشنِ سفرِ برگ‌ها را برای کایو اجرا کردند.
کودکان با توجه به ریتم موسیقی، دستانشان را که شاخه­‌های درختان بودند تکان دادند و هر بار یکی از برگ‌های پاییزی که به دستشان داده شده بود را رها کردند. تا اینکه در انتهای موسیقی، بچه­‌ها در نقش درختان، هیچ برگی در دست نداشتند.

این آغاز فصل زمستان بود. در این قسمت کودکان گروه‌­بندی شدند. تعدادی از آنها ابر، تعدادی باران و برف، تعدادی درخت، و تعدادی گنجشک شدند. ابتدا یکی از موسیقی­‌های چهار فصل ویوالدی که مربوط به فصل زمستان است برای کودکان پخش شد و آنها همراه با ریتم زمستانه­‌ی موسیقی، حرکت ابرها و باران و باد و برف را در زمستان اجرا کردند. سپس در فضای داستانی دیگر از کایو، نمایشی دیگر اجرا نمودند.

در این نمایش چند گنجشک که در سرمای زمستان می­‌لرزیدند، راه لانه­‌شان را در جنگل گم کردند.
هرکدام از درختان شاخه­‌ای از خودشان را به گنجشکان بخشیدند و به آن‌ها نشانی خانه کایو را دادند تا گنجشکان بتوانند همراه کایو با شاخه­‌ها آتشی روشن کنند و گرم شوند و بعد از آن به کمک کایو لانه­‌شان را پیدا کنند.

در این طرح کودکان با نشانه­‌های زمستان و طبیعتِ سردِ آن آشنا شدند. و نیز گرما، توجه و همدلی که با وجود سرمای طبیعت،‌ می‌­تواند بین موجودات جریان پیدا کند را در خلال نمایش،‌ تمرین کردند.

«س» مثل «سیب»: آغاز آموزش و تشخیص کلمات هم‌آغاز در کلاس‌های پیش‌دبستانی

«س»اول سار یا اول سیب، هر دو «س» داره
چشمک میزنه توی آسمون، شبها ستاره
سارا می‌دوزه با سوزن ونخ
لباس زیبا برای سینا

از این به بعد هر هفته یک جغدِ صدا به کلاس می‌آید و صدای جدیدی را با خود به ارمغان می‌آورد.
این جغد مهربان هفته‌ی پیش صدای «س» را به کلاس‌های پیش دبستانی آورد و به این ترتیب آموزش و تشخیص کلمات هم آغاز در کلاس‌های پیش دبستانی با آموزش صدای «س» شروع شد.
معلم در ابتدا شعر بالا را با تاکید بر صدای «س» برای بچه‌ها خواند و از آن‌ها خواست که تشخیص بدهند جغد صداها چه صدایی را برای آن‌ها به کلاس آورده است.
سپس معماهای ساده‌ای از بچه‌ها پرسید که پاسخ آن‌ها با صدای «س» شروع می‌شد. به طور مثال:
«دارم اینجا یه چیزی می‌بینم که با صدای س، شروع میشه و تیک تیک میکنه، عقربه داره، بهمون میگه کِی زنگ خونه شده، اگه گفتین چیه؟ هر کی بلده دستش بالا.» (ساعت)

و یا «اسم یه میوه‌ است که با «س» شروع میشه، خوشمزه و مفیده، سه رنگ هم داره، قرمز و زرد و سبز، کی میدونه اسمش چیه؟» (سیب)

معلم هر بار که بچه‌ها جواب معما را می‌دادند تصویر آن کلمه را پای تابلو می‌کشید و کلمه‌ را زیر تصویر می‌نوشت و حرف اول آن کلمه را با رنگ متفاوتی از سایر حروف متمایز می‌کرد.
سپس معلم با تکرار کلمات مختلفی که بعضی از آن‌ها صدای «س» داشتند و بعضی صدای «س» نداشتند، از بچه‌ها خواست که با شنیدن صدای “س” دست بزنند. در انتها معلم کاربرگ صدای «س» را برای بچه‌ها توضیح داد تا نوآموزان شکل‌هایی که این صدا را دارند، رنگ‌آمیزی کنند.

  
 

اجرای نمایش موزیکال توسط کودکان پیش‌دبستانی

 

 

 

گنجشکه جیک جیک می‌کنه
جیک جیک جیک

ساعت داره تیک می‌کنه
تیک تیک تیک

تو رودخونه آب می‌خونه
شر شر شر

ابرا میان به آسمون
گر گر گر

 

 

در هفته‌ی گذشته کودکان پیش‌دبستانی طلوع، در ساعت «نمایش خلاق»، نمایشی موزیکال اجرا کردند.

این نمایش با هدف افزایش اعتماد به نفس و تقویت مهارت‌های زبانی و حرکتی کودکان اجرا شد. هر کودک نقش یکی از عناصر موجود در شعر را بر عهده داشت و نقش خود را با خواندن شعر و انجام حرکت‌های نمادین مربوط به آن شی یا حیوان اجرا کرد.

استفاده از ماسک در اجرای این نمایش، به کودکان کم‌رو و خجالتی فرصت داد تا با اعتماد به نفسی بیشتر و بدون واهمه به اجرای نقش خود و هماهنگ شدن با سایر کودکان بپردازند.

تلاش برای اجرای شعر با یک ریتم مشخص به تقویت مهارت شنیداری کودکان کمک بسیاری می‌کند. با اجرای این نمایش، کودکان به طور ضمنی با چگونگی تشکیل باران و رنگین‌کمان نیز آشنا شدند.

 

بارون میاد دونه دونه
ریز ریز ریز

زمین میشه خیس  و گلی
لیز لیز لیز

قورباغه ها قور میکنند
قور قور قور

خورشید میاد نور می پاشه
نور نور نور

رنگین کمون پیدا می شه
رنگ رنگ رنگ

زنگ دبستان میخوره
دنگ دنگ دنگ

لباس گرم برای حیوانات جنگل

در هفته‌ی گذشته، کودکان پیش‌دبستانی به کمک چهار همسایه‌ مهربان در یک جنگل رفتند و برای حیوانات جنگل لباس دوختند.

روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و قشنگ، در چهار درخت و در همسایگی هم، چهار دوست زندگی می‌کردند: سنجاب، میمون، جغد و پاندا. آن‌ها بیشتر شب­‌ها جلوی خانه‌شان، دور آتشی جمع می‌شدند و با هم حرف می‌زدند، بعد هم غذا را آماده می‌کردند و با هم غذا می‌خوردند. آنها برای هم از خاطراتشان و از ماجراهایی که از صبح تا شب اتفاق افتاده بود تعریف می‌کردند. این دوستان، همیشه از حال و احوال بقیه‌ی حیوانات جنگل هم جویا می‌شدند، و اگر یکی از حیوانات جنگل مشکلی داشت، به او کمک می‌کردند. خلاصه اینکه در کنار هم زندگی خوبی داشتند و برای هم دوستان خوبی بودند؛ تا اینکه یک روز …

برای تکمیل آموزش درباره‌ی فصل زمستان، و همین‌طور مفهوم عدد «چهار»، بچه‌ها داستانی از یک جنگل را شنیدند که در آن چهار همسایه با سرد شدن هوا و بارش برف که نشانه‌ی آمدن زمستان است؛ تصمیم می‌گیرند به خانه‌ی دوستشان، که چند روزی است از او بی‌خبرند، بروند. در آنجا متوجه می‌شوند که دوستشان می‌خواهد برای حیوانات جنگل لباس گرم ببافد. بقیه همسایه‌ها هم بی‌معطلی دست به کار می‌شوند تا به او در انجام این کار کمک کنند. دانش‌آموزان هم آنان را در این کار یاری دادند.

این فعالیت در جهت پرورش حس همدلی و نوع‌دوستی و تقویت مهارت دست‌ورزی انجام شد. به این ترتیب که هر دانش‌آموز با نظارت معلم و با استفاده از کاموا و سوزن، برای یکی از حیوانات جنگل لباس دوخت.

بعد از این فعالیت که برای بچه‌ها بسیار جذاب بود، آن‌ها با کمک و همکاری یکدیگر کاردستی جنگل قصه را ساختند. تنه‌ی درخت‌ها، شاخه‌ها و دانه‌های برف را چسباندند و هر کودک حیوانی که لباسش را دوخته بود، در جنگل چسباند. به این ترتیب جنگلی زیبا با حیوانات گوناگون درست شد که همگی با مهربانی در کنار هم زندگی می‌کردند.

 

گردش در طبیعت، راهی برای شناخت جهان پیرامون