معرفی کتاب بازیافت

 

نام کتاب: بازیافت

نویسنده: نیل موریس

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ب و ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


در این کتاب با زبانی ساده و قابل فهم، مفاهیم زباله، بازیافت، سه اصل طلایی کاهش تولید زباله (بازکاهی، بازمصرف، بازیافت)، نکاتی درباره بازیافت کاغذ و شیشه و فلزات و پلاستیک و زباله سبز به کودکان دبستانی آموزش داده می‌شود.

این کتاب آمار و اطلاعات زیادی دارد که باعث می‌شود حساسیت کودک نسبت به محیط زیست بالاتر برود. همچنین مثال‌ها و فعالیت‌های عملی ساده‌ای هم در بین این مطالب گنجانده شده‌اند. بنابراین پس از کتاب‌های داستانی که کودک را به محیط زیست و مراقبت از آن حساس می‌کنند، مطالعه‌ی این کتاب را برای آشنایی علمی‌ و دقیق‌تر با این مقوله توصیه می‌کنیم.

 

کلیدواژه‌ها: زباله، بازکاهی، بازمصرف، بازیافت، زباله سبز

 

 

 

معرفی کتاب «پسماندهای خانگی»

   

نام کتاب: پسماندهای خانگی

نویسنده: کیت واکر

مترجم: هایده منصوری

گروه سنی: د

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۲


در این کتاب که مناسب دانش‌آموزان دوره اول و دوم دبیرستان است، ابتدا درباره پسماندها و مراحل بازیافت و مزایای بازیافت انواع مواد (کاغذ، شیشه، پلاستیک، فولاد، آلومینیوم) توضیحاتی داده شده است. در ادامه کتاب بیان می‌شود که صرف بازیافت، مشکلات مصرف منابع موجود و تولید پسماند را حل نمی‌کند و در بسیاری از موارد بازیافت عملی نیست. این نکته مقدمه معرفی بازکاهی، باز مصرف و بازاندیشی است. بخش جالب و جذاب تر کتاب تجربه‌های عملی صورت گرفته در این زمینه ها توسط دولت ها، صنایع، جوامع و افراد در گوشه و کنار جهان هستند که بصورت مختصر و همراه با تصاویر بیان شده اند. در انتها هم پیشنهاد درست کردن کارت‌های امتیاز هفتگی و پوستر برای دانش آموزانی که می‌خواهند فعالیت‌های محیط زیستی را آغاز کنند، داده شده است.

بخشی از کتاب:

قبل از سال‌های دهه ۱۹۵۰ پسماندهای خانگی را کاغذهای کثیف، لباس‌های پاره، قوطی‌ها، باقی‌مانده غذاها و خاکستر زغال‌ها تشکیل می‌دادند. در گذشته شیشه‌های نوشابه را هرگز دور نمی‌ریختند. آن‌ها را به تولیدکنندگان نوشابه پس می‌دادند تا دوباره پرشان کنند. بیشتر کاغذها را برای مصارف دیگر نگه می‌داشتند. از ظروف شیشه‌ای استفاده شده برای نگهداری بعضی اقلام دیگر استفاده می‌کردند. لباس‌های کهنه و اسباب‌بازی‌ها و مبلمان شکسته را تعمیر می‌کردند.

در سال‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ در کشورهای پیشرفته، زندگی مردم تغییر کرد. صدها محصول جدید از جمله کالاهای پلاستیکی جدید و ارزان قیمت تولید شد. بعضی کالاها آنقدر ارزان بود که می‌شد آن‌ها را پس از یک بار مصرف دور ریخت. در همین زمان درآمد مردم کم کم بیشتر می‌شد و چیزهای بیشتری می‌خریدند. این ثروت تازه و محصولات جدید پسماندهای بیشتری تولید کرد.

 

معرفی کتاب «باغچه پسرک»

نام کتاب: باغچه پسرک

نویسنده: پیتر براون

مترجم: ‌هایده عبدالحسین زاده

گروه سنی: ب و ج (دوره اول و دوم دبستان)

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۶


خلاصه داستان:

روزی روزگاری، شهری بود که نه باغ و باغچه‌ای داشت، نه درختی و نه سبزه‌ای. به‌خاطر همین هم بیشتر مردم دلشان نمی‌خواست از خانه بیرون بیایند. اما پسر کوچولوی قصّه‌ی ما، لیام، دلش نمی‌خواست در خانه بماند؛ حتی در روزهای بارانی! در یکی از همین روزهای بارانی او چند تا رنگ تک و تنهای عجیب و غریب کنار ریل خط آهن قدیمی‌ دید. گل‌های وحشی و گیاهان دیگری که اگر باغبانی پیدا نمی‌کردند که ازآن‌ها مراقبت کند، خشک می‌شدند …

***

این داستان روایت دلنشین تبدیل‌شدن شهری زشت و تیره به شهری سرسبز و رنگارنگ به‌خاطر تلاش چند گل وحشی برای زنده ماندن و تصمیم یک پسر کوچک برای مراقبت از آن‌ها است: لیام که باغبان نبود؛ اما می‌دانست که یک کار‌هایی از دستش برمی‌آید …

داستان تصاویر زیبای زیادی دارد و برای قصه‌گویی هم مناسب است. همچنین برای ترغیب کودکان به باغبانی و پرورش یک گیاه، زمینه‌ی خوبی فراهم می‌کند.

بخشی از یادداشت نویسنده در انتهای کتاب:

بیشتر وقت‌ها رشد و پرورش پوشش گیاهی در شهری از سیمان و آجر و فولاد، ناممکن به نظر می‌رسد. اما هر چه بیشتر سفر کرده‌ام، و هرچه دقیق‌تر به دنیای پیرامون خود نگاه کرده‌ام، بیشتر پی برده‌ام که طبیعت همواره با اشتیاق مکان‌‌‌هایی را جستجو می‌کند که ما آن‌ها را نادیده گرفته و فراموش کرده‌ایم. می‌توانید گل‌ها و سبزه‌زارها و حتی جنگل‌های کوچکی را پیدا کنید که در هر شهری به طور خودرو رشد کرده اند، فقط باید دنبالشان بگردید … چه می‌شود اگر در شهری همه‌ی اهالی تصمیم بگیرند واقعاً با طبیعت همکاری کنند؟ …

کلید واژه‌ها: گل و گیاه، تلاش و پشتکار، صبر، باغبانی، تغییر، برکت

 

معرفی کتاب «نیایش‌ زمین»

نام کتاب: نیایش زمین 

نویسنده: داگلاس وود

مترجم: ‌هایده کروبی

گروه سنی: ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


خلاصه داستان:

وقتی کوچک بودم، پدربزرگم بهترین دوستم بود. با هم قدم می‌زدیم و در کنار او احساس آرامش می‌کردم. یک روز که از او درمورد نیایش پرسیدم گفت: اگر به ندای طبیعت گوش بسپاری درختان، صخره‌ها، رودها و هرآنچه در طبیعت است، دست به نیایش برداشته‌اند. بعد یکی‌یکی برایم گفت که هر کدام چطور نیایش می‌کنند. اما من هر چه بیشتر گوش می‌سپردم، کمتر می‌شنیدم …

این کتاب تعبیر لطیف و شاعرانه‌ای از نیایش طبیعت و یگانه‌شدن با آن دارد. تصاویر بسیار زیبای کتاب هم خواننده را همراه با خود به دل طبیعت و در کنار شخصیت‌های داستان می‌کشانند. کتاب می‌تواند مقدمه‌ای برای بحث و گفتگو درباره‌ی نیایش، طبیعت و پیوستگی و همراهی ما با طبیعت باشد.

 

کلیدواژه‌ها: نیایش، دعا، طبیعت، پدربزرگ، گفتگو

معرفی کتاب «خرگوش و بازیافت»

 

نام کتاب: خرگوش و بازیافت

نویسنده: نانسی الیزابت والاس

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ب و ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۲۴


خلاصه کتاب:

خانم معلم از مینا و همکلاسی‌هایش خواسته که هرکدام درباره‌ی بازیافت پوستری درست کنند تا در طراحی تقویم سالانه مدرسه به کار گرفته شوند. مینا یک هفته برای این کار وقت دارد. اما دوست ندارد عجولانه پوسترش را درست کند. او این موضوع را با اعضای خانواده‌اش درمیان می‌گذارد و آن‌ها سعی می‌کنند به او کمک کنند. مینا در طول هفته، هر روز شکلی از بازیافت را تجربه می‌کند: همراه با خانواده‌اش لباس‌های قدیمی ‌و سالم‌شان را به دیگران هدیه می‌دهد؛ همراه با پدرش با استفاده از برگ و علف‌های خشک کمپوست درست می‌کند و ….

 

کتاب سه اصل طلایی بازیافت یعنی مصرف کمتر، استفاده‌ی دوباره و بازیافت را هدف قرار داده که البته مستقیماً نامی ‌از آن‌ها نبرده است. پیشنهادهای مینا و دوستانش، روش‌های متنوع و عملی بازیافت، مناسب برای کودکان را در اختیارشان می‌گذارد و ایده‌های زیادی برای انجام فعالیت‌های مشترک با فرزندانمان برای حفظ محیط زیست می‌دهد. تصویرگری زیبای کتاب با استفاده از تکنیک کلاژ است که خودش می‌تواند ایده‌ای برای بازیافت توسط کودکان باشد.

 

کلیدواژه‌ها: بازیافت، مدرسه، کاردستی، خانواده

معرفی کتاب «درخت بخشنده»

 

نام کتاب: درخت بخشنده

نویسنده: شل سیلور استاین

مترجم:‌ هایده کروبی

گروه سنی: ج

ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران

تعداد صفحات: ۳۶


خلاصه داستان:

یکی بود، یکی نبود. درختی بود که پسرکوچولویی را دوست داشت. پسر کوچولو هر روز از درخت بالا می‌رفت، روی شاخه‌هایش تاب می‌خورد، از سیب‌های خوشمزه درخت می‌خورد و خلاصه پسر هم درخت را خیلی دوست داشت. تا این‌که پسر بزرگ و بزرگ‌تر شد و کمتر توانست به سراغ درخت بیاید. اما هر بار که به سراغ دوستش می‌آمد و از مشکلش برای او می‌گفت، درخت بدون هیچ انتظاری، سعی می‌کرد با ایثار بخشی از وجودش، مشکل او را حل و خوشحالش کند …

***

داستان در عین سادگی، محبت درخت به انسان‌ها و سرمایه‌هایی که از وجودش به ما هدیه می‌کند را یادآور می‌شود. تصاویر کتاب هم که روایت داستان  را تکمیل می‌کنند، در عین سادگی، زنده هستند و احساسات پسرک را به خوبی نشان می‌دهند. کتاب برای قصه گویی مناسب و کمک خیلی خوبی برای ساختن ارتباط کودک با درختان است.

 

کلیدواژه‌ها: درخت، محبت، ایثار، گذرعمر، دوستی

معرفی کتاب «چگونه سیاره‌ی خود را پاک نگه داریم؟»

نام کتاب: چگونه سیاره‌ی خود را پاک نگه داریم؟

نویسندگان: لوری کراسنی براون و مارک براون

مترجم: ویدا لشگری

گروه سنی: ج

ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه

تعداد صفحات: ۳۶


این کتاب جلد هفتم از مجموعه “بهتر زندگی کنیم” است. شخصیت‌های این مجموعه دایناسورها هستند و همین ویژگی باعث جذابیتش شده است. تصاویر حجم زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده‌اند و بسیاری از مفاهیم از طریق همین تصاویر به خوبی آموزش داده شده‌اند.

در این کتاب بازکاهی (صرفه‌جویی)، بازمصرف (دوباره استفاده‌کردن و کاربردهای تازه) و بازیافت به‌صورت عملی آموزش داده شده‌ است و البته بخش زیادی از مطالب درباره‌ی صرفه‌جویی در مصرف آب و برق، استفاده از اتومبیل، کاغذ و پلاستیک است. دو بخش آخر کتاب درباره‌ی زیبا و تمیز نگه داشتن زمین از طریق جمع‌آوری زباله‌ها از مکان‌های مختلف و کاشتن درخت پیشنهاد‌هایی دارند.

کتاب داستانی نیست، اما شخصیت‌های ثابتی دارد که با گفتگوها و صحبتهایشان در طول کتاب با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند.  البته در کتاب، شخصیت شلخته و لجبازی به اسم آقای «اسلابوساروس» هم برخلاف بقیه شخصیت‌ها به خراب کردن محیط زیست می‌پردازد؛ اما در نهایت بقیه شخصیت‌ها موفق می‌شوند تا او را هم با خود، در مراقبت از زمین همراه کنند!

 

کلیدواژه‌ها: صرفه‌جویی، بازیافت، دوباره مصرف کردن، کاربردهای تازه، سیاره‌ی زمین، دایناسور

معرفی کتاب «تیستو سبز انگشتی»

 

نام کتاب: تیستو سبز انگشتی

نویسنده: موریس دروئون

مترجم: لیلی گلستان

گروه سنی: ج

ناشر: کانون پرورش فکری

تعداد صفحات: ۱۱۲


داستان این کتاب درباره پسرکی سرزنده به نام «تیستو» است که درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری است به نام «سبیلو» که معلم او هم است. او به تیستو می‌آموزد که ویژگی منحصر به فرد انگشتانش می‌تواند تغییرات شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند.

بنابراین تیستو دست به‌کار می‌شود و با رویاندن گل و گیاه در بیمارستان، باغ‌وحش، زندان و محله فقیرنشین‌ها، زشتی‌ها را به زیبایی تبدیل می‌کند. او حتی در دهانه‌ی توپ‌ها و لوله‌ی تفنگ‌های کارخانه پدرش گل می‌رویاند و به این ترتیب از وقوع جنگ جلوگیری می‌کند.

بخشی از یادداشت نویسنده در ابتدای کتاب:

تیستو نمی‌تواند بپذیرد که آدم بزرگ‌ها با عقاید و افکار از پیش ساخته‌شده‌شان دنیا را به او بشناسانند و هنگامی‌که نگاهش را با دیدی تازه بر اشیاء و آدم‌ها می‌دوزد، متوجه می‌شود که آدم بزرگ‌ها با عینک «عادت» به چیزها نگاه می‌کنند.

او نمی‌تواند این مسئله را که بفهمد وقتی می‌شود با احساسات پاک بهتر زندگی کرد تا با احساسات ناپاک، وقتی‌که می‌شود با آزادی زندگی را بهتر گذراند تا با گرفتاری، وقتی با عدالت بهتر می‌شود زندگی کرد تا با استبداد، وقتی همه چیز با صلح بهتر است تا با جنگ، و بهتر بگوییم: زندگی با نیکی بهتر است تا با بدی، پس چرا مردم با هم کنار نمی‌آیند تا زندگیشان را با خوبی و خوشی بگذرانند؟

 

کانون پرورش فکری نسخه صوتی این کتاب را نیز با روایت خوب خانم افسانه بایگان تهیه و منتشر کرده است.

من برده هستم ـ دفتر خاطرات کلوتی (معرفی کتاب)

نویسنده: پاتریشیا مک‌کیساک (Patricia McKissack)

عنوان انگلیسی کتاب: A Picture of Freedom: The Diary of Clotee, a Slave Girl

مترجم: منا فخیم

ناشر: محراب قلم

تعداد صفحات: ۲۰۸

گروه سنی مخاطب: نوجوان

 

مارس ۱۸۵۹

گل‌های بهاری شروع به روییدن کرده‌اند و آسمان آبی آبی است. ماه مارس هیچ وقت نمی‌داند چه می‌خواهد: می‌خواهد بهار باشد یا زمستان. امسال در ویرجینیا، گرما از صبح کله‌ی سحر شروع شد. البته این برای من سعادتی است. در تمام فصل گرما، هنگام درس، من باید «ارباب کوچولو» ویلیام و خانم لیلی را باد بزنم. از سه فصل گذشته تا حالا، من ارباب کوچولو را باد می‌زنم: بلند کردن بادبزن بزرگ، بالا بردن، پایین آوردن، بالا، پایین، بالا. بادبزنی که از علف‌های کارولینا بافته شده هوای سنگین، خیلی سنگین را – به بالا، با پایین، به بالا – حرکت می‌دهد و پشه‌ها و مگس ریزه‌ها و خرمگس‌های آزار دهنده را می‌راند. این کار احتمالاً کار خیلی احمقانه‌ای است، اما اصلاً ناراحتم نمی‌کند، چون در مدتی که ویلیام درس یاد می‌گیرد، من هم یاد می‌گیرم.

در حال باد زدن – بالا، پایین، بالا، پایین – توانستم حروف الفبا و صداهایی که می‌سازند را بشناسم. این طوری بود که توانستم به تنهایی خواندن کلمات را یاد بگیرم. حالا می‌توانم در چیزهایی که برای خواندن پیدا می‌کنم، بگردم، مثل روزنامه‌ها یا نامه‌هایی که در سطل آشغال انداخته‌اند یا کتاب‌هایی که از قفسه‌های ارباب هِنلی کش می‌روم. بعضی وخت‌ها*۱ دانستن چیزهایی که یاد گرفته‌ام برای من ترسناک است.

برده‌ها حق ندارند خواندن و نوشتن بدانند. ولی من می‌توانم بخونم* و بنویسم. خانم لیلی اگر ببیند من دفتر خاطراتی شبیه دفتر خاطراتی که او روی میز کنار تختش دارد درست کرده‌ام، حتمن* حتمن* خیلی عصبانی می‌شود. برایم مهم نیست که دفتر خاطرات او از ساتنی زیبا با روبان‌های فراوان و پر از مروارید پوشیده شده باشد و مال من از کاغذهایی باشد که در سطل آشغال پیدا کردم و با نخ به هم وصل کردم. هر دو دفتر خاطرات‌اند، عین هم. من هم می‌خواهم هر وقت فرصت کردم در این دفتر خاطراتم را بنویسم…

***

این قطعه‌، آغاز کتاب، یا در واقع آغاز دفتر خاطرات «کلوتی»، دختر نوجوان سیاهپوستی است که به عنوان برده، در مزرعه‌ای در آمریکا، در نیمه‌ی قرن نوزدهم کار می‌کند. کل کتاب از زبان کلوتی، و در قالب خاطرات او نقل می‌شود، خاطراتی که پنهانی در این دفتر نوشته شده، دفتری که کلوتی آن را «زیر آجر لقّ دیواره‌ی دودکش پشت آشپزخانه» مخفی می‌کند.

خاطرات کلوتی، گرم و صمیمی هستند، و زندگی خود او و دیگر بردگان مزرعه را به خوبی توصیف می‌کنند: شادی‌ها، دردسرها، دوستی‌ها، از دست‌دادن‌ها، ترس‌ها، و دغدغه‌ی هر روزه برای آزادی را.

همان‌طوری که از قطعه‌ی آغازین کتاب مشخص است، کلوتی بی‌آنکه کسی بفهمد خواندن و نوشتن را یاد گرفته، و این موضوعی کلیدی در داستان است. این توانایی، در نهایت این امکان را برای او به وجود می‌آورد تا مسیری را انتخاب کند که آزادی بردگان بسیاری را به دنبال دارد…

نویسنده در انتهای کتاب می‌گوید که الهام‌بخش او در نوشتن این داستان، مادربزرگ مادربزرگ مادربزرگش بوده است. او در یکی از ایالت‌های آمریکا برده بوده و طبق قانون حق یادگیری خواندن و نوشتن را نداشته، اما به طریقی نامعلوم توانسته خواندن و نوشتن را بیاموزد. نویسنده کتاب را به او تقدیم کرده است، «به او که جرئت کرد بیاموزد و آموزش دهد.»

این کتاب برای همه‌ی نوجوانان، و به ویژه دختران نوجوان مناسب و خواندنی است. البته قطعاً بزرگسالان هم از خواندن آن لذت خواهند برد.

 

پی‌نوشت

  1. این دفتر خاطرات کلوتی است که هنوز خواندن و نوشتن را کامل نیاموخته است، و بنابراین حاوی غلط‌های املایی است. این غلط‌ها در کتاب با یک علامت ستاره مشخص شده‌اند.

 

در مطلب زیر می‌توانید بخشی از وضعیت کار کودکان در عصر حاضر را نیز مشاهده نمایید.
شکلات تلخ (کار کودکان و برده‌داری در صنعت شکلات‌)

دیدگانی برای نابینایان (نگاهی به زندگی لویی بریل از دریچه‌ی کتاب «پیروزی بر شب»)