اولین زنگ انشا در کلاس سوادآموزی پایه دوم

اولین زنگ انشا در کلاس سوادآموزی پایه دوم، با خلاصه کردن یکی از داستان‌هایی که بچه‌ها تا به حال خوانده بودند، گذشت. این داستان را بنا بر روایت سوادآموزان با هم بخوانیم.

نام داستان: خورشید و ابر برگرفته از کتاب بنفشه‌ای در قطب، نویسنده جانی روداری، مترجم فرشته ساری، انتشارات چشمه

سلام مثل بهاره، گل و شکوفه داره

واحد کار ماه اول پیش‌دبستانی طلوع به سلام، آشنایی و ارتباط دانش‌آموزان اختصاص یافت.

سلام مثل بهاره، گل و شکوفه داره
بوی قشنگ دوستی همراه خود میاره

وقتی سلام می‌کنیم، شاپرکا می‌خندن‌
بال‌هاشونو برامون باز می‌کنند، می‌بندن

گوش بده باز می‌خونن پرنده‌های زیبا
با چه چه و با جیک جیک، سلام میدن به گل‌ها

در ۳ هفته‌ی ابتدایی کلاس‌های پیش‌دبستانی کودکان در فعالیت‌هایی جذاب یکدیگر را بهتر شناختند. هر روز، در مراسم آغاز کلاس، پس از انجام  فعالیت‌های حرکتی، کودکان روی زمین گرد هم جمع می‌شدند، تصاویری را مشاهده می‌کردند، با هم گفت‌وگو می‌کردند و پس از این استقرار ابتدایی کلاس‌هایشان را آغاز می‌نمودند.

یک گل، ده گل، صدتا گل، گل‌های زیبا
کلاس درس ما هست باغ گل ما

مریم آمده امروز به باغ گل‌ها
زیباتر کرده او هم کلاس ما را…

این شعری بود که معلم آن را در روزهای مختلف مرور می‌کرد و با خواندنش بچه‌ها را به هم پیوند می‌داد و به آشنایی و ارتباط بیشتر آن‌ها با هم کمک می کرد.

در طول ماه اول کلاس‌ها، معلم‌ها در قالب طرح‌هایی به معرفی زنگ‌های کتابخانه، موسیقی، نمایش خلاق، هنر و اکتشاف پرداختند.  بعد از معرفی هر زنگ، دانش‌آموزان با تصویر نشانه‌ی آن زنگ آشنا شدند و پس از آن، از قفسه مربوط به آن زنگ بازدید کردند، آن را از نزدیک دیدند و تعدادی از وسایل قفسه را آزادانه انتخاب و با آن کار کردند.

زنگ تغذیه نیز فرصت بسیار خوبی برای آشنایی بچه‌ها با یکدیگر است.گاهی اوقات بچه‌های دو کلاس در هر شیفت، همچون خانواده‌ای بزرگ، بر سر یک سفره کنار هم می‌نشینند و با هم صبحانه می‌خورند. در طلوع، کودکان زنگ تفریح‌های مشترک دارند. این فرصت کوتاه نیز به تقویت فضای آشنایی و دوستی بچه‌های دو کلاس با هم کمک به سزایی می‌کند.

یکی از فعالیت‌ها ماه اول در راستای شناخت بچه‌ها از هم، نقاشی با گواش به صورت آزاد در حیاط موسسه بود. در این فعالیت که در فضای باز و در حال پخش یک موسیقی کلاسیک انجام شد، به هر کدام از بچه‌ها فرصت داده شد تا یک نفر را به عنوان هم گروهی انتخاب کند. هم گروهی‌ها باید از پالت رنگ مشترک استفاده می‌کردند و هرکس نقاشی خودش را روی مقوا می‌کشید. در این فعالیت کودکان برای ساخت رنگ جدید از دوستانشان سوال می‌پرسیدند، یکدیگر را راهنمایی می‌کردند و به صورت مشترک از رنگ‌هایشان استفاده می‌کردند.

پس از پایان کار بچه‌ها قلم‌موها و پالت‌هایشان را در ظرف آبی که گوشه حیاط بود شستند، زباله‌هایشان را در سطل زباله ریختند، زیراندازشان را جمع کردند و نقاشی‌هایشان را به برد متصل کردند و به این ترتیب نظم، مسولیت‌پذیری و همکاری را تمرین کردند.

تاریکی را نفرین نگوییم؛ شمعی بیفروزیم

سومین دوره سوادآموزی در طلوع از ۱۹ آبان ماه شروع شد.

در دو دوره‌ی گذشته مجموعا ۸۴ نفر اعم از زنان، دختران و کودکان بازمانده از تحصیل مهارت‌های خواندن و نوشتن را آموختند.

به یاری خدا در این دوره ۴۱ نفر در پایه دوم و ۳۰ نفر در پایه اول، ضمن آموزش مهارت‌های خواندن و نوشتن در قالب برنامه‌های آموزشی متنوع و متناسب با اهداف، در کنار هم خواهند بود.

آموختن برای زندگی و به قصد تغییر آن، مهم‌ترین هدف ما در دوره‌های سوادآموزی بزرگسالان است.

سوادآموزی نه در معنای خواندن و نوشتن نشانه‌ها و کلمات بی‌معناشده در زندگی، بلکه همچون ابزاری برای بازاندیشیدن در خود، دیگران و معنای جهان، فرصت دوباره‌ای است برای تغییر و تجربه کردن خود به مثابه  سوژه‌ای فعال، انتخاب‌گر و زایا.

سوادآموزی در این معنا بستری است برای بازیابی امید و عزت‌نفس و ایجاد روابط صمیمانه و سازنده.

 

 

آغاز دوره‌ی جدید آموزش جبرانی پیش‌ دبستانی

این‌جا که مهدکودکه

پر از گل‌های کوچکه

ما می‌کنیم بازی خوب

با آب و خاک و سنگ و چوب

قصه و شعرم می‌خونیم

با همدیگه مهربونیم

دوره جدید کلاس‌های پیش‌دبستانی طلوع از هفته‌ی اول آبان آغاز شد. در این دوره ۵۴ کودک در ۴ کلاس حضور دارند.

در روز نخست، کودکان با شور و شوق فراوان وارد کلاس‌ها شدند. آنان از ساعت ۸ صبح با شور و هیجان در موسسه حاضر بودند، بعضی خوشحال و بعضی دیگر  نگران، دست در دست مادرانشان ایستاده بودند.

از آنجایی که دوره پیش‌دبستانی برای بسیاری از کودکان اولین عرصه‌ی جدایی از خانواده و به خصوص مادر است،  بر آن شدیم که برای افزایش احساس امنیت کودکان این دوره را با فعالیت‌های مشترک مادر و کودک شروع کنیم.

هر کودک با مادر‌ش در موسسه حاضر شد و کودکان با مادران و معلم‌ در فعالیت‌‌های ابتدایی کلاس شرکت کردند.

در برنامه ابتدایی پس از معرفی معلم و بچه‌ها، کودکان، مادران و معلم چند بازی ریتمیک انجام دادند. سپس کودکان کاغذ رنگی مورد علاقه‌شان را انتخاب کردند و  مادران با راهنمایی معلم و با همکاری بچه‌ها، کلاه اوریگامی برای بچه‌ها درست کردند.

بعد از اینکه بچه‌ها با مکان و معلم‌شان آشنا شدند و احساس امنیت کردند، بچه‌ها به همراه معلمشان وارد کلاس شدند و مکان کلاس را هم مشاهده کردند، با دوستانشان آشنا شدند و بازی کردند و قصه خواندند.

در این مدت مادران با موسسه طلوع و دوره‌های آموزشی مادران آشنا شدند و در انتها کودکان لباس فرمشان را تحویل گرفتند و  با شوق و در انتظار روزهای آینده، راهی خانه شدند.

 

 

برگزاری کلاس فوتبال در مؤسسه طلوع

🍃 فوتبال برایشان بازی نیست، زندگی است…

پسربچه‌های سعدی اشتیاق خاصی به فوتبال دارند، جمع کردن آنها در کلاس فوتبال آسان‌تر از هر کلاس دیگری است. فوتبال برایشان یک بازی ساده نیست، خودِ زندگی است؛ تمام وجودشان را برای بازی می‌گذارند، بی توجه به امکانات کم و سختی رفت و آمد و … .

این اشتیاق و جدیت را به آسانی نمی‌شد نادیده گرفت، و در تابستان تصمیم گرفتیم یک دوره‌ی آموزش فوتبال داشته باشیم. در این دوره‌ی ۲۲ جلسه‌ای، ۷۵ کودک و نوجوان ۱۰ تا ۱۴ سال حضور داشتند.

تلاشمان بر این بود تا در فضایی شاد و به دور از دشواری‌های معمول زندگی این کودکان، مهارت‌های مرتبط و مفید را به ایشان آموزش دهیم:
⚽ مهارت‌های پایه‌ی بازی فوتبال، همچون پاس دادن، شوت کردن، استپ کردن، دریبل و …
⚽ انجام کار تیمی، همچون روش جاگیری صحیح در زمین، نقش هر پست در زمین بازی و …
⚽ قوانین صحیح بازی فوتبال و رعایت کردن آن‌ها

طی این دوره بازی دوستانه‌ای با تیم صنعت نفت شیراز برگزار شد که دانش‌آموزان به سه گروه تقسیم شدند و هر گروه در یک روز با این تیم بازی کرد. دانش‌آموزان با روحیه‌ و جنگنده بازی کردند و وقتی که خودشان را در قالب یک تیم واحد می‌دیدند انگیزه‌ی بیشتری داشتند و بیشتر از قبل به یکدیگر کمک می‌کردند.

در طی این دوره از کلاس‌ها دانش‌آموزان به چهارده تیم ۵ نفری تقسیم شدند و در پایان دوره بین آن‌ها یک جام فوتسال برگزار گردید. تیم‌های اول و دوم و بازیکن بااخلاق مسابقات نیز معرفی شدند.

در پایان این دوره دانش‌آموزان به اردویی تفریحی رفتند. در این اردو دانش‌آموزان ضمن گردش در محیط و انجام بازی‌هایی همچون فوتبال، طناب‌کشی و … با مربیان راجع به چگونگی برگزاری کلاس‌ها در آینده و مسائل و مشکلاتی که در این دوره وجود داشت صحبت کردند.

دوره‌ی جدید کلاس فوتبال نیز از نیمه‌ی دوم مهرماه تشکیل شده است. در این دوره حدود ۶۰ نوجوان پسر حضور دارند. به امید خدا این دوره تا پایان سال ادامه خواهد داشت.

برگزاری کارگاه با موضوع «عشق» و «هویت زنانه‌ی ما» ویژه‌ی دختران نوجوان

در تابستان ۹۷ دو کارگاه آموزش «مهارت‌های روان‌شناسی و بحث و گفت و گو» با دو موضوع «عشق» و «هویت زنانه‌ی ما» برای نوجوانان دختر برگزار شد.

  • این که میگن تا دیدش یه دل نه صد دل عاشقش شد راسته خانم؟
  • اصلاً عشق وجود داره؟ به نظر من که این روزها عشق وجود نداره، مال داستان‌های قدیمی بود.
  • معلومه که عشق وجود داره، دوست پسر دوستم به خاطرش خودکشی کرد!
  • عشق به نظر من دیوونگیه!
  • مامان من میگه: «عشق فقط عشق خدا به بنده‌اش» ولی وقتی من و خواهرم فیلم‌های عاشقانه می‌ذاریم باهامون نگاه می‌کنه و چشم‌هاش برق می‌زنه…»

این‌ها صحبت‌های دختران دبیرستانی بود وقتی نظرشان را راجع به عشق پرسیدیم؛ آمیزه‌ای از ابهام و اشتیاق. تصورات آنها از این موضوعِ «همیشه مهم برای بشر»  بر رابطه‌هایی که هم اکنون تجربه می‌کنند و بر انتخاب همسر آینده‌شان سایه می‌افکند.

در جلساتی که در تابستان ۹۷ در خدمت دختران دبیرستانی بودیم، ۶ جلسه را به «عشق» اختصاص دادیم و سعی کردیم از رهگذر نمایش فیلم و تحلیل آن، بحث و گفت و گوی دسته جمعی و ارائه بخشی از کتاب‌هایی که از منظر روان‌شناسی به عشق می‌پردازد به سوال‌های مهمی که در این باره دارند بپردازیم:

– چه می‌شود که عاشق می‌شویم؟
– ریشه‌های عشق چه چیزهایی هستند؟ عاشق چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
– آیا «عشق در یک نگاه» واقعا وجود دارد؟
– ملاک‌های تشخیص عشق از رابطه‌هایی که شبیه عشق هستند کدام‌اند؟
– برای دوام عشق باید چه کرد؟
– میوه‌های (حاصل و نتیجه‌ی) عشق در زندگی چیست.

دختران نوجوان در حین برگزاری کلاس از مشاوره‌های فردی هم استفاده کردند، همچنین کتاب‌هایی که از منظری علمی به عشق پرداخته بود نظیر «هنر عشق ورزیدن» نظرشان را جلب کرد و برای امانت دادن در اختیارشان قرار گرفت.

 

ندا: «من نمی‌خوام زود ازدواج کنم، علاقه‌ای به بچه‌دار شدن ندارم، بیشتر دوست دارم یه هدفی را دنبال کنم ولی همه دخترای فامیل‌مون دارن تند تند ازدواج میکنن.»
معصومه: «منم هیچ کششی به جنس مخالف احساس نمی‌کنم، وقتی بچه‌ها از دوست‌هاشون می‌گن من برام عجیبه. عشق، ازدواج، دوستی موضوع‌هایی هستن که هیچ وقت باهاشون ارتباط برقرار نمی‌کنم.»
فاطمه: «خب پس می‌خوای چکار کنی؟ می‌خوای تا آخر عمرت تنها باشی؟»
ندا: «نمی‌دونم.»
معصومه: «ما غیرعادی هستیم خانم. نه؟»

این‌ها بحث‌هایی بود که بین دختران نوجوان درگرفته بود.
اولین جلسه‌ای که قرار بود درباره «هویت زنانه» صحبت کنیم، به آنها عکس‌هایی نشان داده شده بود که هر کدام شاخص نوع خاصی از زنانگی بودند: زنی که نوزادی را در آغوش دارد، زنی فلسطینی که مقابل سرباز اسرائیلی فریاد می‌کشید، زنی رزمنده در جنگ ایران و عراق، زنان افغانستانی که علی‌رغم تهدیدهای طالبان عزمشان را برای رای دادن جزم کرده بودند، زنی سالمند که از دختر معلولش با شادی و محبت نگهداری می‌کند، زنی که در عین محجوب بودن و سادگی  به آرامی سرش را به شانه همسرش تکیه داده و …

در ۳ جلسه‌ای که به این موضوع اختصاص دادیم دختران شرکت کننده با سه نوع آشناتر از هویت‌یابی زنانه (زن در نقش «مادر»، زن در نقش «همسر»، زن در نقش «فردی هدفمند و فعال») با نقطه قوت‌ها و نقطه ضعف‌های هر نوع از هویت‌یابی آشنا شدند. در ادامه، آنها تلاش کردند تا شکل‌های هویت‌یابی خودشان را تشخیص دهند.

برگزاری کارگاه آموزش امنیت فردی برای دختران عضو کتابخانه طلوع

به پیشنهاد یکی از مسئولان کتابخانه طلوع (که از اهالی محله است) یک کارگاه امنیت فردی دو جلسه‌ای برای گروهی از دانش‌آموزان دختر عضو کتابخانه برگزار شد.

در جلسه اول، یک انیمیشن آموزشی کوتاه درباره محافظت جنسی برای بچه‌ها نمایش داده شد، سپس درباره‌ی موقعیت‌های پرخطر برای بچه‌ها توضیح داده شد. پس از توضیحات مربی و اندکی پرسش و پاسخ، بچه‌ها به پرسش‌های مرتبط با موضوع در کاربرگشان پاسخ دادند و تصاویر آن‌ را رنگ آمیزی کردند. در پایان کلاس هم کاربرگ تکلیف خانه را تحویل گرفتند.

در جلسه دوم که جلسه جذابی برای بچه‌ها بود، فعالیت‌هایی درباره امنیت فردی به صورت نمایش اجرا شد.

یک ساعت پیش از شروع کلاس، مربی همراه با سه نفر از نوجوانان عضو کتابخانه شش موقعیت را برای نمایش دادن به بقیه تمرین کردند، مثلاً:

  • در راه خانه هستی، تنها هستی. غریبه­‌ای نزد تو می­‌آید و می­‌گوید مادرت تصادف کرده و او را به بیمارستان برده‌اند و پیشنهاد می‌کند که برای دیدن مادرت سوار ماشین او شوی و به بیمارستان بروی.
  • از مدرسه پیاده به خانه برمی‌­گردی. متوجه غریبه­‌ای می­‌شوی که تو را تعقیب می­‌کند. در مورد او احساس بدی داری و کمی ترسیده‌ای…
  • در حال بازی کردن در کوچه هستی، خانمی به سمتت می‌­آید و می­‌گوید من حالم خیلی خوب نیست، می‌توانی این بسته را برسانی به دست کسی که در آن خانه­‌ است، برای این‌ کار بهت پول می‌دهم، می‌توانی هر چیزی دلت می‌خواهد بخری…

در کلاس نمایش هر موقعیت برای بچه‌ها تا جایی پیش می‌رفت که لازم می‌شد شخصیت اصلی نمایش یک تصمیم مهم بگیرد.
در این زمان، مربی از بچه‌ها می‌پرسید که در این شرایط بهتر است چه کاری انجام بدهند و چه کاری انجام ندهند؟! بعد از شنیدن پاسخ‌های بچه‌ها و توضیحات کوتاه مربی، گروه نمایش، اجرای خود را ادامه می‌داد و یکی از مواجهه‌های درست با این موقعیت را برای بچه‌ها اجرا می‌کرد.

 

اردوی طبیعت

دختران کتابخانه طلوع به اردوی طبیعت رفتند.
حدود ۳۵ نفر از دختران عضو کتابخانه، همراه با مربیانشان به یک اردوگاه دانش‌آموزی در شهرک میانرود رفتند.

در این اردو بچه‌ها با مربیانشان بازی‌های دسته جمعی مثل «تورماهیگیری»، «استپ هوا»، «برادر کمکم کن» را انجام دادند، دور هم ناهار خوردند، قصه درخت بخشنده را شنیدند، با استفاده از شانه‌های تخم مرغ شکوفه‌های یک درخت را درست کردند و آن‌ها را رنگ کردند، بازی‌های فکری مثل «تیزبین»، «استوژیت»، «هدبند» و «نوروز فیروز» انجام دادند و یک مسابقه طناب کشی کوچک هم برگزار کردند.

جستجوی کلمات در جدول حروف، فعالیتی در کتابخانه‌ی طلوع

یکی از بازی‌­های جذابی که پس از خواندن کتاب با بچه‌­ها انجام می‌دهیم، یافتن کلمات معنادار از جدول حروف به هم ریخته بر روی تخته‌ی کلاس است.

در این بازی، بچه­‌ها از روی جدولی که شامل تعدادی حروف به هم ریخته است، کلمات دارای دو حرف یا بیشتر را پیدا کرده و به معلم اعلام می­‌کنند. رمز جدول هم که یکی از عناصر یا شخصیت‌­های داستانِ خوانده شده است، به همین ترتیب پیدا می‌شود.

در یکی از هفته‌های گذشته در کلاس کتابخانه، کتاب “زیباترین آواز” از شکوفه تقی برای بچه­‌ها خوانده شد. بعد از شنیدن قصه، معلم یک جدول دایره‌ای شامل تعدادی حروف به هم ریخته روی تابلو کلاس رسم کرد. سپس، بچه­‌ها شروع به ساختن کلمات کردند. کلماتی مانند، در، دور، خنده، درون! و … .
برخی از کلمات ساخته شده، معنادار بودند ولی بچه­‌ها به طور کامل معنای آن را نمی‌­دانستند، بنابراین معلم معنای آن‌ها را توضیح می‌­داد. برای مثال، کلمه­‌ی “درون” به معنای داخل و مخالف کلمه‌­ی “بیرون” است. در نهایت، یکی از بچه‌­ها، رمز جدول که کلمه­‌ی “رودخانه” بود را حدس زد. رودخانه یکی از عناصر قصه “زیباترین آواز” بود.

در این فعالیت بچه‌­ها با تجسم حروف جدول و جا به جا کردن آن‌ها در ذهن‌شان، کلمات تازه­‌ای را کشف می‌کنند و معنای آن‌ها را می­‌آموزند. این فعالیت به افزایش دامنه­‌ی لغات بچه‌­ها و فهم بهتر کتاب­‌ها کمک می‌­کند و برای دانش‌آموزان کلاس دوم به بالا مناسب است.

برگزاری دوره‌ی دو ماهه جبرانی پیش‌دبستانی

محروم ماندن کودکان از آموزش پیش‌دبستانیِ مناسب، آنان را در معرض آسیب‌های فراوانی قرار می‌دهد و از رشدی شایسته محروم می‌کند. کودکانی که هیچ نوع آموزش پیش‌دبستانی ندیده‌اند در مدرسه و در کلاس درس، به میزان قابل توجهی عقب‌تر از دیگران قرار می‌گیرند.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم از ابتدای مرداد ماه یک دوره‌ی دو ماهه‌ی آموزش جبرانی برای ۹ نفر از کودکانی که آموزش پیش‌دبستانی ندیده بودند برگزار کنیم. این کودکان در طول سال تحصیلی نه در دوره‌های آموزش پیش‌دبستانی رسمی شرکت کرده بودند و نه در دوره‌ی جبرانی پیش‌دبستانی طلوع.

این دوره با هدف تقویت مهارت‌های اصلی لازم برای ورود به دبستان برگزار شد: مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های دست‌ورزی و مهارت‌های پایه تحصیلی همچون آشنایی با آوا‌ها، شمردن و شناخت رنگ‌ها.

در جلسات ابتدایی، کودکان با انجام فعالیت‌هایی با یکدیگر آشنا شدند: بازی‌های‌ حرکتی انجام دادند، نقاشی‌های فردی و گروهی کشیدند، شمردن را تمرین کردند و با سفر به زیر دریا رنگ آبی را شناختند.