برگزاری کارگاه با موضوع «عشق» و «هویت زنانه‌ی ما» ویژه‌ی دختران نوجوان

در تابستان ۹۷ دو کارگاه آموزش «مهارت‌های روان‌شناسی و بحث و گفت و گو» با دو موضوع «عشق» و «هویت زنانه‌ی ما» برای نوجوانان دختر برگزار شد.

  • این که میگن تا دیدش یه دل نه صد دل عاشقش شد راسته خانم؟
  • اصلاً عشق وجود داره؟ به نظر من که این روزها عشق وجود نداره، مال داستان‌های قدیمی بود.
  • معلومه که عشق وجود داره، دوست پسر دوستم به خاطرش خودکشی کرد!
  • عشق به نظر من دیوونگیه!
  • مامان من میگه: «عشق فقط عشق خدا به بنده‌اش» ولی وقتی من و خواهرم فیلم‌های عاشقانه می‌ذاریم باهامون نگاه می‌کنه و چشم‌هاش برق می‌زنه…»

این‌ها صحبت‌های دختران دبیرستانی بود وقتی نظرشان را راجع به عشق پرسیدیم؛ آمیزه‌ای از ابهام و اشتیاق. تصورات آنها از این موضوعِ «همیشه مهم برای بشر»  بر رابطه‌هایی که هم اکنون تجربه می‌کنند و بر انتخاب همسر آینده‌شان سایه می‌افکند.

در جلساتی که در تابستان ۹۷ در خدمت دختران دبیرستانی بودیم، ۶ جلسه را به «عشق» اختصاص دادیم و سعی کردیم از رهگذر نمایش فیلم و تحلیل آن، بحث و گفت و گوی دسته جمعی و ارائه بخشی از کتاب‌هایی که از منظر روان‌شناسی به عشق می‌پردازد به سوال‌های مهمی که در این باره دارند بپردازیم:

– چه می‌شود که عاشق می‌شویم؟
– ریشه‌های عشق چه چیزهایی هستند؟ عاشق چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
– آیا «عشق در یک نگاه» واقعا وجود دارد؟
– ملاک‌های تشخیص عشق از رابطه‌هایی که شبیه عشق هستند کدام‌اند؟
– برای دوام عشق باید چه کرد؟
– میوه‌های (حاصل و نتیجه‌ی) عشق در زندگی چیست.

دختران نوجوان در حین برگزاری کلاس از مشاوره‌های فردی هم استفاده کردند، همچنین کتاب‌هایی که از منظری علمی به عشق پرداخته بود نظیر «هنر عشق ورزیدن» نظرشان را جلب کرد و برای امانت دادن در اختیارشان قرار گرفت.

 

ندا: «من نمی‌خوام زود ازدواج کنم، علاقه‌ای به بچه‌دار شدن ندارم، بیشتر دوست دارم یه هدفی را دنبال کنم ولی همه دخترای فامیل‌مون دارن تند تند ازدواج میکنن.»
معصومه: «منم هیچ کششی به جنس مخالف احساس نمی‌کنم، وقتی بچه‌ها از دوست‌هاشون می‌گن من برام عجیبه. عشق، ازدواج، دوستی موضوع‌هایی هستن که هیچ وقت باهاشون ارتباط برقرار نمی‌کنم.»
فاطمه: «خب پس می‌خوای چکار کنی؟ می‌خوای تا آخر عمرت تنها باشی؟»
ندا: «نمی‌دونم.»
معصومه: «ما غیرعادی هستیم خانم. نه؟»

این‌ها بحث‌هایی بود که بین دختران نوجوان درگرفته بود.
اولین جلسه‌ای که قرار بود درباره «هویت زنانه» صحبت کنیم، به آنها عکس‌هایی نشان داده شده بود که هر کدام شاخص نوع خاصی از زنانگی بودند: زنی که نوزادی را در آغوش دارد، زنی فلسطینی که مقابل سرباز اسرائیلی فریاد می‌کشید، زنی رزمنده در جنگ ایران و عراق، زنان افغانستانی که علی‌رغم تهدیدهای طالبان عزمشان را برای رای دادن جزم کرده بودند، زنی سالمند که از دختر معلولش با شادی و محبت نگهداری می‌کند، زنی که در عین محجوب بودن و سادگی  به آرامی سرش را به شانه همسرش تکیه داده و …

در ۳ جلسه‌ای که به این موضوع اختصاص دادیم دختران شرکت کننده با سه نوع آشناتر از هویت‌یابی زنانه (زن در نقش «مادر»، زن در نقش «همسر»، زن در نقش «فردی هدفمند و فعال») با نقطه قوت‌ها و نقطه ضعف‌های هر نوع از هویت‌یابی آشنا شدند. در ادامه، آنها تلاش کردند تا شکل‌های هویت‌یابی خودشان را تشخیص دهند.

ثبت نام کودکان در دوره‌ی جدید آموزش جبرانی پیش از دبستان طلوع

ثبت نام کودکان پیش‌دبستانی از مرداد ماه تا پایان مهر ماه در چند مرحله انجام شد.

مرحله‌ی اول: بررسی وضعیت خانواده‌ها
در این مرحله وضعیت خانواده‌هایی که درخواست ثبت نام کودکانشان را داده بودند، توسط مددکار موسسه بررسی شد.
سه ملاک مهم جهت بررسی وضعیت این خانواده‌ها، شرایط اقتصادی، میزان آسیب‌دیدگی و سطح سواد اعضای خانواده بود. پس از تکمیل و بررسی فرم‌های مددکاری، خانواده‌هایی که میزان آسیب در آن‌ها بیشتر بود در اولویت ثبت نام قرار گرفتند.

مرحله‌ی دوم: ارزیابی اولیه‌ی کودکان
کودکان همراه با اولیای خود در موسسه حاضر شدند، و در حین بازی و فعالیت، یک ارزیابی اولیه از وضعیت رشدی و آموزشی ایشان صورت گرفت.

در این بین ۳ کودک به روانشناس ارجاع داده شدند و با تایید روانشناس تصمیم بر آن شد که این کودکان ابتدا یک دوره‌ی درمانی را بگذرانند و سپس وارد دوره‌ی آموزشی پیش از دبستان شوند.

مرحله‌ی سوم: ثبت نام کودکان
پس از بررسی‌ها و ارزیابی‌های انجام شده، ۵۲ کودک دراین دوره ثبت‌نام شدند.

هم‌زمان با این مراحل، آماده سازی مکان و خرید لوازم التحریر نیز انجام شد تا کوکان بتوانند هرچه زودتر کلاس‌هایشان را آغاز کنند.



برگزاری کارگاه آموزش امنیت فردی برای دختران عضو کتابخانه طلوع

به پیشنهاد یکی از مسئولان کتابخانه طلوع (که از اهالی محله است) یک کارگاه امنیت فردی دو جلسه‌ای برای گروهی از دانش‌آموزان دختر عضو کتابخانه برگزار شد.

در جلسه اول، یک انیمیشن آموزشی کوتاه درباره محافظت جنسی برای بچه‌ها نمایش داده شد، سپس درباره‌ی موقعیت‌های پرخطر برای بچه‌ها توضیح داده شد. پس از توضیحات مربی و اندکی پرسش و پاسخ، بچه‌ها به پرسش‌های مرتبط با موضوع در کاربرگشان پاسخ دادند و تصاویر آن‌ را رنگ آمیزی کردند. در پایان کلاس هم کاربرگ تکلیف خانه را تحویل گرفتند.

در جلسه دوم که جلسه جذابی برای بچه‌ها بود، فعالیت‌هایی درباره امنیت فردی به صورت نمایش اجرا شد.

یک ساعت پیش از شروع کلاس، مربی همراه با سه نفر از نوجوانان عضو کتابخانه شش موقعیت را برای نمایش دادن به بقیه تمرین کردند، مثلاً:

  • در راه خانه هستی، تنها هستی. غریبه­‌ای نزد تو می­‌آید و می­‌گوید مادرت تصادف کرده و او را به بیمارستان برده‌اند و پیشنهاد می‌کند که برای دیدن مادرت سوار ماشین او شوی و به بیمارستان بروی.
  • از مدرسه پیاده به خانه برمی‌­گردی. متوجه غریبه­‌ای می­‌شوی که تو را تعقیب می­‌کند. در مورد او احساس بدی داری و کمی ترسیده‌ای…
  • در حال بازی کردن در کوچه هستی، خانمی به سمتت می‌­آید و می­‌گوید من حالم خیلی خوب نیست، می‌توانی این بسته را برسانی به دست کسی که در آن خانه­‌ است، برای این‌ کار بهت پول می‌دهم، می‌توانی هر چیزی دلت می‌خواهد بخری…

در کلاس نمایش هر موقعیت برای بچه‌ها تا جایی پیش می‌رفت که لازم می‌شد شخصیت اصلی نمایش یک تصمیم مهم بگیرد.
در این زمان، مربی از بچه‌ها می‌پرسید که در این شرایط بهتر است چه کاری انجام بدهند و چه کاری انجام ندهند؟! بعد از شنیدن پاسخ‌های بچه‌ها و توضیحات کوتاه مربی، گروه نمایش، اجرای خود را ادامه می‌داد و یکی از مواجهه‌های درست با این موقعیت را برای بچه‌ها اجرا می‌کرد.

 

اردوی طبیعت

دختران کتابخانه طلوع به اردوی طبیعت رفتند.
حدود ۳۵ نفر از دختران عضو کتابخانه، همراه با مربیانشان به یک اردوگاه دانش‌آموزی در شهرک میانرود رفتند.

در این اردو بچه‌ها با مربیانشان بازی‌های دسته جمعی مثل «تورماهیگیری»، «استپ هوا»، «برادر کمکم کن» را انجام دادند، دور هم ناهار خوردند، قصه درخت بخشنده را شنیدند، با استفاده از شانه‌های تخم مرغ شکوفه‌های یک درخت را درست کردند و آن‌ها را رنگ کردند، بازی‌های فکری مثل «تیزبین»، «استوژیت»، «هدبند» و «نوروز فیروز» انجام دادند و یک مسابقه طناب کشی کوچک هم برگزار کردند.

جستجوی کلمات در جدول حروف، فعالیتی در کتابخانه‌ی طلوع

یکی از بازی‌­های جذابی که پس از خواندن کتاب با بچه‌­ها انجام می‌دهیم، یافتن کلمات معنادار از جدول حروف به هم ریخته بر روی تخته‌ی کلاس است.

در این بازی، بچه­‌ها از روی جدولی که شامل تعدادی حروف به هم ریخته است، کلمات دارای دو حرف یا بیشتر را پیدا کرده و به معلم اعلام می­‌کنند. رمز جدول هم که یکی از عناصر یا شخصیت‌­های داستانِ خوانده شده است، به همین ترتیب پیدا می‌شود.

در یکی از هفته‌های گذشته در کلاس کتابخانه، کتاب “زیباترین آواز” از شکوفه تقی برای بچه­‌ها خوانده شد. بعد از شنیدن قصه، معلم یک جدول دایره‌ای شامل تعدادی حروف به هم ریخته روی تابلو کلاس رسم کرد. سپس، بچه­‌ها شروع به ساختن کلمات کردند. کلماتی مانند، در، دور، خنده، درون! و … .
برخی از کلمات ساخته شده، معنادار بودند ولی بچه­‌ها به طور کامل معنای آن را نمی‌­دانستند، بنابراین معلم معنای آن‌ها را توضیح می‌­داد. برای مثال، کلمه­‌ی “درون” به معنای داخل و مخالف کلمه‌­ی “بیرون” است. در نهایت، یکی از بچه‌­ها، رمز جدول که کلمه­‌ی “رودخانه” بود را حدس زد. رودخانه یکی از عناصر قصه “زیباترین آواز” بود.

در این فعالیت بچه‌­ها با تجسم حروف جدول و جا به جا کردن آن‌ها در ذهن‌شان، کلمات تازه­‌ای را کشف می‌کنند و معنای آن‌ها را می­‌آموزند. این فعالیت به افزایش دامنه­‌ی لغات بچه‌­ها و فهم بهتر کتاب­‌ها کمک می‌­کند و برای دانش‌آموزان کلاس دوم به بالا مناسب است.

برگزاری دوره‌ی دو ماهه جبرانی پیش‌دبستانی

محروم ماندن کودکان از آموزش پیش‌دبستانیِ مناسب، آنان را در معرض آسیب‌های فراوانی قرار می‌دهد و از رشدی شایسته محروم می‌کند. کودکانی که هیچ نوع آموزش پیش‌دبستانی ندیده‌اند در مدرسه و در کلاس درس، به میزان قابل توجهی عقب‌تر از دیگران قرار می‌گیرند.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم از ابتدای مرداد ماه یک دوره‌ی دو ماهه‌ی آموزش جبرانی برای ۹ نفر از کودکانی که آموزش پیش‌دبستانی ندیده بودند برگزار کنیم. این کودکان در طول سال تحصیلی نه در دوره‌های آموزش پیش‌دبستانی رسمی شرکت کرده بودند و نه در دوره‌ی جبرانی پیش‌دبستانی طلوع.

این دوره با هدف تقویت مهارت‌های اصلی لازم برای ورود به دبستان برگزار شد: مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های دست‌ورزی و مهارت‌های پایه تحصیلی همچون آشنایی با آوا‌ها، شمردن و شناخت رنگ‌ها.

در جلسات ابتدایی، کودکان با انجام فعالیت‌هایی با یکدیگر آشنا شدند: بازی‌های‌ حرکتی انجام دادند، نقاشی‌های فردی و گروهی کشیدند، شمردن را تمرین کردند و با سفر به زیر دریا رنگ آبی را شناختند.

 

کاربرد ضرب‌المثل‌ها در کتابخانه

🍂 امروز پوریا با مهدی و محمدحسین دعوایش شد. حالا پوریا، در حالی که غمگین است، در گوشه‌ای از کتابخانه به تنهایی بازی می‌کند و بقیه‌ی بچه‌ها با بی‌تفاوتی در حال بازی کردن با یکدیگر هستند.

🍂 علیرضا و حسین، که در حال برنده شدن در یک بازی هستند، به گونه‌ای شادی می کنند که تیم حریف احساس تحقیر شدن می کند.

🍂 اسماعیل می‌خواهد سؤالی را جواب بدهد، چند ثانیه مکث می‌کند تا فکر کند؛ اما بقیه بچه‌ها، سریع دستشان را بلند می‌کنند و بلند می‌گویند: «آقا ما بگیم؟! ما بگیم؟!»

 

🍁 درکلاس‌ها و فعالیت‌هایی که در کتابخانه‌ی ما برپا می‌شوند، گاهی این موقعیت‌ها به وجود می‌آید. مشکلاتی که اغلب بچه‌ها در مدرسه، خانه ، محله و اجتماع، با آن درگیرند.

 

🍃 از قبل می‌دانستم که برای حل این مشکلات صحبت خشک و خالی فایده‌ای نخواهد داشت. به علاوه باید حرف‌هایمان،  با ایجاز بیان شود و در عین حال، روشن‌کننده‌ی موقعیت، و برانگیزاننده‌ی بچه‌ها برای حل مشکل‌شان باشد. تا به حال، اغلب برای حل این مشکلات، داستان‌هایی مرتبط می‌خواندیم، خاطره‌هایمان را تعریف می‌کردیم و درباره‌شان حرف می‌زدیم.

اما این‌بار تصمیم گرفتم یک روش دیگر را امتحان کنم: استفاده از ضرب المثل.
ضرب المثل‌هایی که سر بزنگاه بیان شوند و مثل چراغی که اتاقی تاریک را روشن می‌کنند، به بچه‌ها معنی رفتارشان را نشان دهند. همین طور با مختصرترین بیان به آن‌ها چه طور فکر کردن و رفتار کردن را نشان بدهند.

🍃 چهار ضرب‌المثل که فکر می‌کردم به بهبود رابطه‌های بچه‌ها کمک می‌کنند را انتخاب کردم و به همراه قصه‌هایشان  برای آن‌ها تعریف کردم. بعد در ادامه کلاس با کمک هم زندگی روزمره بچه‌ها و روابط‌شان را، براساس این ضرب‌المثل‌ها مرور کردیم و تصمیم‌های جدیدی گرفتیم.

در آخر کلاس هم چند برش کوتاه از فیلم «شجاع دل» که در آن، این چهار ضرب‌المثل کاربرد داشتند پخش شد.

🌿 ضرب المثل‌های این جلسه کلاس ما:

  • من آن روز کشته شدم، که گاو سفید را کشتیم.
  • استخوان لای زخم گذاشتن.
  • دوستی خاله خرسه.
  • رنج هم درد که داند؟! هم درد.

🌱 به امید خدا قصد داریم که در در حد توانمان  ضرب‌المثل‌هایی متناسب با موضوعات مطرح شده در کلاس را پیدا و به بچه‌ها معرفی کنیم تا کم‌کم گنجینه ضرب‌المثل‌هایمان غنی‌تر شود. همچنین قصد داریم یک بخش جدید به تابلوی کتابخانه اضافه  کنیم که ضرب‌المثل‌ها در آن قرار بگیرند. ممکن است تصویر، قصه یا شعر مرتبط با بعضی از ضرب‌المثل‌ها هم در کنارشان قرار بگیرند.

برای انجام این کار می‌توان از کتاب «سی شعر سی ضرب‌المثل» که قبلاً معرفی شده است کمک گرفت.

 

بازآفرینی واژه‌ها در بطن زندگی (تمرین جمله‌سازی در کلاس سوادآموزی)

در برخی از رویکردها به آموزش، آموزش دادن به معنی انباشتن ذهن و روان دانش‌آموزان از واژه‌هاست. ما دانش را خواه اخلاق باشد یا مهارت، علوم طبیعی باشد یا علوم انسانی، فلسفه باشد یا سوادآموزی، از طریق واژه‌ها به دانش‌آموزان «می‌خورانیم».

در این شکل از آموزش که  «فریره» آن را «آموزش بانکی» می‌نامد و «سارتر» آن را «فلسفه‌ی تغذیه‌ای»، عمل دانستن خوردن واژه‌هاست؛ انبار کردن واژه‌ها در ذهن تا در روز مبادا به کارمان آیند. از این منظر ما دانش‌آموزانمان را دریافت‌کنندگانی منفعل و «مصرف‌کنندگانی جاهل» انگاشته‌ایم و نه انسان‌هایی متعامل، پرسشگر و زایا.

فریره آموختن را فرآیند بازیابی و بازآفرینی واژه‌ها در بطن زندگی می‌داند. او می‌گوید: «باید [آموختن و] گفتن سخن را با دیگرگون کردن واقعیت و نیز با نقش آدمی در این دگرگونی مرتبط ساخت.»

در دوره سوادآموزی طلوع تلاش ما بر این بوده است تا مواجهه‌ی سوادآموزان با واژه‌ها، مواجهه‌ای «تازه»، «پویا»، «برخاسته از واقعیت و تجربه» و «فعال»  باشد. استفاده از روش‌های گفت و شنود در کلاس درس و تمرین‌های جمله‌سازی تلاشی بدین امید بوده است.

در ادامه بخش‌هایی از جمله‌های دانش‌آموزان در تمرین‌های جمله‌سازی آمده است.

مهمانی در کتابخانه‌ی طلوع

کتابخانه‌ی طلوع میزبان مهمان‌های عزیزی از مرودشت بود: دانش‌آموزان موسسه مائده میراث آسمان مرودشت.
یک مهمانی با بیست مهمان و بیش از چهل میزبان!

کودکان «طلوع» و «مائده» برای هم برنامه‌هایی آماده کرده بودند. برنامه‌ی بچه‌های طلوع اجرای سرود «گل اومد» از کتاب «ابر اومد باد اومد» و نمایش‌های کلوچه‌های خدا، کدوی قلقله زن، دعای موش کوچولو و لباس جدید پادشاه بود که همگی از کتاب‌های کتابخانه انتخاب شده بودند. بچه‌های مائده نیز دو سرود «ای انسانها» و «کوچه‌های شهر آفتاب، مهتاب» را به زیبایی اجرا کردند و در گروه‌های جداگانه برای بچه‌ها قصه‌های «نان و عسل» و «وروجک» را قصه‌گویی کردند.

کودکان مائده برای کودکان طلوع یک هدیه هم آورده بودند: درختی زیبا که در ابتدا برگ‌هایش از آن جدا بودند! بنابراین هر کدام از بچه‌ها اسمشان را روی یک برگ درخت نوشتند و به درخت چسباندند تا پر از برگ شد.

هدیه‌ی بچه‌های طلوع به آن‌ها هم اولین شماره مجله «آفتاب مهتاب» بود که به همت چند نفر از دانش آموزان عضو کتابخانه آماده شده بود. موضوع این شماره مجله «تابستان» بود.

بعد از رفتن مهمان‌ها هم بچه‌ها ماندند و در جمع کردن وسایل و مرتب کردن کتابخانه به خانم کتابدار کمک کردند.

 

«آفتاب مهتاب» منتشر شد

اگر این خبر را دیده باشید، در جریان هستید که دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌ی طلوع از اواخر بهار دور هم جمع شدند تا یک نشریه تهیه کنند.

این نشریه اکنون آماده شده است. بچه‌ها نام «آفتاب مهتاب» را برای آن انتخاب کرده‌اند.

در این نشریه داستان، لطیفه، معما، شعبده‌بازی و خاطراتی از خود بچه‌ها را خواهید یافت. دو صفحه‌ی ویژه نیز به نقاشی‌ها و جملات کوتاهی از بچه‌ها با عنوان «تابستان فصلی است که…» اختصاص یافته است.

نسخه‌ی چاپ‌شده‌ی این نشریه در اختیار عده‌ای از اعضای کتابخانه و معلمان و همکاران طلوع قرار می‌گیرد. نسخه‌ی الکترونیکی نشریه را می‌توانید به صورت یک فایل PDF دریافت کنید:

دریافت نشریه‌ی «آفتاب مهتاب»

 

بچه‌های نشریه در حال کار …